تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
مىكنيم و نمىدانيم اين راه پايان است يا نه ؟ تا توان داريم ، راه مىرويم ببينيم چه پيش مىآيد . حافظ نويدى داده است كه
گر چه منزل بس خطرناكست و مقصد ناپديد * هيچ راهى نيست كو را نيست پايان غم مخور
و از سير انفسى پى برديم كه نفس انسانى گوهرى عارى از ماده و احكام آن است و آن را مستكمل يافتيم و آغاز او را جسمانى و انجام او را روحانى شناختيم . و از استكمال به حقيقتى قاهر بر او و مخرج وى از نقص به كمال راه يافتيم ، كه از عالم طبيعت به عالم إله ، كه همان ماوراى طبيعت است ، سفر كرديم و حق داريم كه بگوييم به همين اندازه الهى شديم ، و اصولى چند بدست آورديم ، و اكنون چند اصل ديگر كه در دروس اخير تحصيل كرده‌ايم تحرير مىكنيم : اصل 66 - مرگ فقط قطع علاقهء نفس از طبيعت و مادهء بدن است نه تباهى و زوال نفس . اصل 67 - آنچه كه صورت شىء را مانع از عقل و عاقل شدن و همچنين معقول بالفعل گرديدن است ، ماده‌اى است كه شىء مذكور در آن موجود است . اصل 68 - استدلال از فعل بر فاعل ، كه استدلال از معلول بر علت و در اصطلاح برهان انّ است ، استدلال ناتمام و ناقص است ، لذا اثبات انسان نفس خود را به واسطهء فعل نفس ، محال است . اصل 69 - الفاظ براى معانى اعم وضع شده‌اند و روزنه‌هايى به سوى معانى حقيقى اشيايند نه مبيّن و معرّف واقعى آنها ، اعنى معانى را آن چنان كه هستند نمىشود در قالبهاى الفاظ در آورد كه هر معنى را در عالم خودش حكمى خاص و صورتى خاص است . از دروس و بحوث گذشته به ثبوت رسيده است كه اثبات نفس ناطقه مبتنى بر فكر است ، و انسان همان انديشه و هوش و بينش است ، و هيچ‌گاه شعور و آگاهى از انسان سلب نمىشود ؛ و اين حيات است كه خود ذاتا حى است و از پرتو او طبيعت بدن ، كه جسم و ماده است ، آثار حيات دارد ؛ چه ، مشاهده مىكنى كه هر موجودى
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 369 | حسن حسن زاده آملى