تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
كه آن را روشن و متمايز دريافتم و اين حكم براى تحصيل علم در دست من قاعدهء كلى است . مقدمهء ديگر اين كه به جز نفس آنچه من ادراك مىكنم ، جز احوال نفس ، يعنى آنچه بر ضميرم مىگذرد ، چيزى نيست . الخ . اين بود آنچه كه خواستيم از دكارت از سير حكمت در اروپا نقل كنيم . در پيرامون گفته‌ها و تحقيقات علمى او ، اگر چه شرح و بسط فراوان داده‌ايم ، ولى عصاره و خلاصهء آنچه را كه شنيده‌ايد به عبارت در مىآوريم كه سبب مزيد بصيرت است . علاوه اين كه در هنگام ضرورت مأخذ مراجعهء شما مىشود و هميشه در اختيار شماست ؛ اگر چه اعتماد و اتكاء به دفتر و يادداشت موجب شد كه اغلب مردم از به كار انداختن قوهء حافظه دست كشيدند و همان دفتر يادداشت و در بند نمودن آگهىها را در دفتر به منزلت قوهء حافظهء خودشان قرار داده‌اند و در هنگام ضرورت به اين قوهء منفصل خود مراجعه مىنمايند . كيف كان ، به بيان اشاراتى در توضيح برخى از مطالب فوق مىپردازيم كه هم ورزش فكرى است و هم روش علمى و هم دخيل در تشحيذ ذهن ؛ و درس بعدى را اختصاص به اين غرض مىدهيم .

درس نود و چهارم

اين درس را به بحث و كاوش در پيرامون برخى از مطالب دكارت كه در درس پيش گذرانده‌ايم مىپردازيم : آن كه گفت « همواره در فكر تأسيس فلسفه و حكمتى بديع و به عبارت ديگر عالم كل بود زيرا او نيز مانند قدما نظر داشت به اين كه حكمت بايد جمع معلومات و بيان كلى خلقت باشد » . در دروس پيش اشارتى رفت و در خارج توضيح داده‌ايم كه شيئيت شىء به صورتش است نه به ماده‌اش حتى سرير به هيأت خود سرير است نه به چوبش ، و سيف به حدت خود سيف است نه به آهنش ، و صورت هر چيز تمام حقيقت اوست و به عبارتى ديگر ، هر چيز به صورت خود است و عالم عالم است به