برهان ما قسمت شده بر « إنّ » و « لِمّ » * علمى كه از علت به معلول است « لمّ »
و عكس آن « إن » است و « لِمّ » اسبق از اوست * و هم به اعطاى يقين اوثق از اوست
پس خلاصهء اين درس اين شده است كه سائل مىپرسد به طريق برهان إنّ از آثار و افعال نفس اثبات نفس مىكنيم و شيخ اين سؤال را به « وهم » تعبير كرده است و در « تنبيه » آن را تزييف كرده است كه در فرض مذكور كه انسان را معلق در هواى طلق و چنين و چنان اعتبار كردهايم در آن صورت فعلى و اثرى نبود و از هر گونه افعال و آثارش بر كنار بود ، و در غير فرض مذكور ، آيا به فعل عامّ اثبات نفس خود مىكنى يا به فعل خاصّ ؟ اگر به فعل عامّ باشد ، فعل عامّ حاكى از فاعل عامّ است يعنى فعل مطلق فاعل مطلق را اثبات مىكند نه فاعل خاص را كه نفس تو باشد ؛ و اگر به فعل خاص اثبات مىكنى ، آنگاه فعل خاص است كه به نفس تو انتساب يابد و اضافه گردد . و در اين صورت مصادره بر مطلوب لازم آيد كه دور باطل است ، چه در صورتى فعل خاص مىشود كه اضافه به ذات تو يعنى نفس تو گردد ، پس ذات تو در دليل اخذ شده است و حال اين كه مىخواهى از دليل اثبات نفس خود كنى .
ببين كه دانشمندان حقيقى انسان ساز چه موشكافيها در راه آشنا كردن انسانها به مسير تكاملى و ارتقاء و اعتلاى روحىشان كردهاند كه تا خوابيدگان را بيدار كنند و آنان را به غرض و غايت نهايىشان ، كه انسان شدن است ، برسانند . و چنان كه پى در پى تذكر دادهايم انسان كه خود را نشناخت ، از همه سعادتها و حظّ و لذّ انسانى محروم مىماند و به زندگانى حيوانى خو مىكند و الفت مىيابد .
ماديون در هر پوشاك و كوشك و زينت و زيور باشند ، از مسير انسانى منحرفاند چون خودشان را فراموش كردهاند و چون در فراموشخانهء ماده به سر مىبرند كه از مفيض علوم و واهب صور و مخرج نفس از نقص به كمال يكباره غافل