تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
وهم در راه اثبات ذاتش برود شايد به معلولاتش كه افعال و آثار اوست برود ، چه اين كه اكثر قوى به افعال و آثار آنها اثبات مىشود ، و شيخ اين وهم را به دو وجه ابطال كرده است : يك وجه خاص به همين موضع است كه انسان در فرض مذكور غافل از افعال خود بوده با اين كه ادراك ذات خود مىكرده است . و يك وجه عام ، و آن اين كه فعل ، اگر اخذ شود از آن حيث كه فعلى است بدون اختصاص يافتن به فاعلش ، اين چنين فعل دلالت مىكند بر فاعلى نامعين ، و ممكن نيست كه انسان استدلال كند به فعل نامعين بر فاعل معين كه ذات اوست . و اگر اخذ شود از آن حيث كه فعل فاعل معين است ، پس فاعل معين است ، پس فاعل معين پيش از فعل معلوم است و لااقل اين كه با اوست ، ( يعنى با او معلوم است نه پيش از او ) ، پس امكان ندارد كه به چنين فعل استدلال بر فاعل معين كه ذات اوست بشود . و كوتاهى سخن اين كه استدلال به فعل بر فاعل استدلال ناقص است كه به معرفت ذات فاعل كه چه فاعلى است نمىكشاند . پس اثبات انسان نفس خود را به واسطهء فعل نفس محال است . اين بود گفتار خواجه در شرح متن گفتار شيخ . و آن كه در مقابل « برهان لمّ » گفت « چنان كه در دليل » ، يعنى در برهان إنّ ؛ كه بر « برهان إنّ » دليل نيز اطلاق مىشود . و كلام او كه استدلال به فعل بر فاعل استدلال ناقص است ، كلامى كامل است . فيلسوف بزرگ ، ملا هادى سبزوارى ، در لئالى منتظمه در منطق گويد :
برهاننا بالّمّ و الإنّ قسم * علم من العلّة بالمعلول لمّ و عكسه انّ و لمّ اسبق * و هو بإعطاء اليقين اوثق فالوسط الواسط الاثبات بكلّ * ان ذا على الثّبوت واقعا يدلّ لمّ و قيل الآخر دليل * درج التّلازم هنا سبيل
ترجمهء دو بيت اول به فارسى چنين است :