برق و صاعقه و نيازك و ستارهء دنبالهدار چيست . در پيدايش زلزله و منافع جبال بحث كردهاند . طبيعيات شفاى شيخ رئيس در اين گونه امور كتابى بسيار ممتّع و ذى قدر است ، بايد آن را از اصول و مآخذ شمرد . حكيم ابو حاتم مظفر اسفزارى در اواخر قرن پنجم هجرى رسالهاى وجيز و عزيز در كائنات جو نوشته است ؛ و همچنين عمر بن سهلان ساوجى و محمد مسعودى مروزى و ابوريحان بيرونى و خواجه نصير طوسى هر يك كتابى در خواص معدنيات و جواهر نفيسه ، خلاصه در گوهرشناسى نوشتهاند . ابوريحان به نام جماهر ( الجماهر فى معرفة الجواهر ) و خواجه به نام تنسوخ نامهء ايلخانى ؛ و همچنين كتابهاى ديگر از دانشمندان تشنهء معارف كه مثل فهرست ابن نديم و كشف الظنون حاجى خليفه ، فهرست و نام پارهاى از آنها را در بر دارند .
بحث نفس را از آن جهت كه نفس است در طبيعيات آوردهاند چون نفس مرتبهء نازلهء روح انسانى به وصف عنوانى مدبر و متصرف بدن است كه عقل مرتبهء شماخ آن است و به تعبير حكيم خيام در درخواست نامه ، نفس بدون عقل نبود و عقل بدون نفس ، چه عقل كل و نفس كل و چه عقول جزئيه و نفوس جزئيه .
ماوراى طبيعت كه عالم حيات صرف و علم محض است ، به لحاظ تعلق آن به كليهء عوالم جسم و جسمانى ، نفس كل است و ما فوق نفس كل عقل كل و همچنين ارواح انسانها ، به لحاظ تدبير و تصرف آنها مر بدنها را و اضافه و انتساب بدانها ، نفوساند و به لحاظ مرحلهء تعقل آنها ، عقول ؛ و مراد از نفوس جزئيه و عقول جزئيه اين ارواح است . البته در دروس پيشين دانستهايد كه هر فرد انسان موجود ممتدى است از زمين تن تا آسمان روان ، و اين موجود كذائى را اطوار و شؤون گوناگون است ، و به لحاظ مراحل و منازل و مظاهر آثارش اسامى بسيار دارد و اين اسامى دلالت بر تعدد عددى ندارد بلكه دلالت بر تعدد شؤونى او دارد .
شيخ رئيس در فصل او فن ششم طبيعيات شفا گويد : « فصل اول در اثبات نفس و تحديد آن است از آن جهت كه نفس است . مىگوييم اول چيزى كه بايد در آن سخن بگوييم اثبات وجود چيزى است كه آن را نفس مىناميم سپس در آنچه تابع آن است
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 337
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٣٧