تفصيل و تشريح آن پوزش مىطلبد . چندين رسالهء علمى را به دست خود استنساخ كرده است و معشوقى جز كتاب نداشته و ندارد و جز كتاب سرمايهاى گرد نياورده است . وقتى در غزلى دربارهء التهاب و اشتهاى خود به دانش گفته است :
منم آن تشنهء دانش كه گر دانش شود آتش * مرا اندر دل آتش همى باشد نشيمنها
شرحى بر زيج بهادرى نوشته است و ايضا حواشى و تعليقاتى بر همان زيج دارد .
براكر مانالاؤس ، كه به تحرير خواجه نصير طوسى و در مثلثات كروى است ، از آغاز تا انجام آن ، يك دوره شرح نوشته است ؛ و بر حكمت شرح خواجه بر اشارات ، از به دو تا ختم حواشى بسيار دارد ، و همچنين بر اسفار آخوند ملاصدرا بخصوص تا اين تاريخ از آغاز آن تا انتهاى جواهر و اعراض آن ؛ و كتابى به نام دروس الوقت و القبله در وقت و قبله نوشته است ؛ و دروسى ديگر در اوفاق و اعداد و حروف كه تاكنون به هفتاد و پنج درس رسيده است ، و شرحى بر فصوص معلم ثانى ابو نصر فارابى نوشته است ؛ و بر اصول اقليدس از اول تا آخر شرح و حواشى دارد ؛ و باز على حده رسالهاى در شرح صدر مقالههاى آن نوشته ؛ و رسالهاى مبسوط و مفصل در اتحاد عاقل و معقول نگاشته است ؛ و شرحى بر نهج البلاغه در پنج جلد تحرير كرده است ؛ و مصنّفات بسيار ديگر كه حاجت به ذكر آنها نيست و اين اندازه هم كه گفته شد به خلاف طبع خود نگارنده است ، حمل بر خودستائى نشود . بهترين كتابى كه نوشتهام شماييد و همچنين ديگر دوستان و عزيزان من كه در تهران و قم و آمل به قدر همت خويش با آنها به تعليم و تدريس اشتغال داشتم و دارم . بگذريم به قول معروف حرف حرف مىآورد و باد برف .
انسان ، كه چشم گشوده سراى جانفزاى هستى را تماشا مىكند ، دوست دارد كه با حقيقت هر ذرهء آن آشنايى يابد ، چنان كه كتابهايى در زمينشناسى نوشتهاند و كتابهايى در گياهشناسى و حيوانشناسى و ستارهشناسى و . . . در كائنات جو كه آثار علوى نيز گويند سخن راندهاند و فحص كردهاند كه پيدايش ابر و باد و برف و باران چگونه است هاله و داره كه خرمن ماه و آفتاباند و قوس قزح چگونه پديد مىآيد . رعد و