تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
علوم طبيعى به خوبى باخبرند معذلك به ماوراى ماده معتقد و مؤمن‌اند ، و موقن اند كه اين طبايع آلات و وسائل انجام كار جهان‌اند و در تحت تدبير و اختيار وجودى قادر حكيم ماوراى طبيعى قرار گرفته‌اند و مسخر امر او هستند . اكنون با اين همه ادله كه اقامه كرده‌ايم حقيقت براى شما مكشوف و غفلت اين گروه معلوم شد . مادى مىگويد ما موجودات را منحصر در محسوسات مىدانيم و به وجود غير محسوس اعتقاد نداريم . ما در جواب گفته‌ايم : انسان كه از نادانى به دانايى مىرود ، دانش را از كجا تحصيل مىكند و چگونه عروج به كمال مىنمايد ؟ و به ادله ثابت كرده‌ايم كه علم و عالم و مخرج نفس از نقص به كمال ، همه عارى از ماده و احكام ماده‌اند ، و ماوراى طبيعت است كه جامع و مصور و محيى است و جميع اوصاف كمالى از اوست ، اگر چه همهء بذرهاى حقايق و كمالات بايد در مزرعهء طبيعت افشانده و سبز شود و نظام احسن و اكمل دار هستى بدون نشأهء ماده صورت‌پذير نيست ، اما نه اين كه دار هستى منحصر به محسوسات است و غير محسوس وجود ندارد ، بلكه ماوراى طبيعت اصل و عالم طبيعت فرع ، كه آن علت است و اين معلول ، و معلول قائم به علت است چنان كه دانسته‌ايد . دانسته شد كه علم انسان ساز است ، و صفتى انسان را فاضلتر و زيبنده‌تر از علم نيست ، كه به فرا گرفتن آن نور بينش و انسانيت انسان قويتر و بيشتر مىگردد ، و آن چنان كه به دانش و بينش و كنش ساخته شد از اين جهات رخت بر مىبندد ، و مرگ ، چنان كه در دروس گذشته به معنى واقعى آن دست يافته‌اى ، جز قطع علاقهء نفس از بدن نيست ، و انسان فناپذير نيست بلكه براى هميشه باقى است . لذا بزرگان علم و كمال ، كه در فنون علوم در هر فنى مرد يك فن بوده‌اند ، تمام زندگى مادى و طبيعى را ، از كسب و كار مادى و خواب و خوراك و جز آنها ، همه را وسيله و مقدمه و معد در راه وصول به كمالات انسانى قرار داده‌اند و منطق آنان اين كه ز گهواره تا گور دانش بجوى . در اين باره يكى از بزرگان بنام جهان علم ، ابوريحان بيرونى ، را به عنوان نمونه