تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
حدوثا جسمانى و بقاء روحانى است . اصل 65 - هر يك از حواس واسطه و معدّ نفس براى ربط و تعلق به خارج اوست و كار هر يك ، احساس محسوسى مخصوص است و لا غير كه اصلا نمىدانند محسوس خارجى است يا نه و اين حكم كار نفس است .

درس هشتاد و ششم

در دروس پيشين اشارتى رفت كه جسم و جسمانيت بدون وضع و محاذات با ديگرى نمىتوانند در آن ديگرى تأثيرى بنمايند ، و وضع و محاذات از خواص و احكام عالم اجسام است كه در موجود ماوراى طبيعت مطلقا نه هيچ يك از معانى سه گانهء وضع صادق است و نه محاذات ، خواه محاذات آن با موجود طبيعى و خواه با موجود غير طبيعى بوده باشد . و به بيان ديگر ، موجود وراى طبيعت نه مصداق وضع و محاذات تواند بود و نه مصدوق آنها ؛ چه هر گاه امرى بر چيزى صادق باشد به صدق ذاتى ، يعنى آن امر ذاتى آن چيز باشد ، در مورد آن چيز مصداق آن امر است ، و اگر ذاتى او نباشد مصدوق آن است . مثلا انسان نوعى است كه اين معنى نوعى ذاتى افرادش است ، لذا هر يك از افرادش را مصداق انسان مىگويند . و آنچه عارض بر افراد است هر يك از افراد نسبت به آن عارض ، معروض و مصدوق اويند . خلاصه مصداق در ذاتيات است و مصدوق در عرضيات . « 1 » اينك مىپرسيم كه در طبيعتى ، مثلا به نام نطفهء انسانى ، استعداد و قوهء انسان شدن تعبيه شده است . آيا در اين مطلب انكار و اعتراضى است ؟ اولا از حصول اين استعداد در نطفه و از خود استعداد سؤال پيش مىآيد كه اكنون از آن مىگذريم . نطفهء مستعدّ ، مادّه است كه نه عالم است و نه عاقل و نه مخترع
هامش
( 1 ) . اسفار ( چاپ سنگى ) ، ج 1 ، ص 36 .
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 324 | حسن حسن زاده آملى