اصل 54 - نفس ناطقه و مخرج او از قوه به فعل عارى از ماده و احكام آناند ، يعنى هر دو از عالم غيباند و صرف حياتاند و حيات همان شعور و آگاهى است .
اصل 55 - اشباحى كه در عالم رؤيا مىبينيم مطلقا پديد آمده از انشاء و ايجاد نفس و قائم به اويند و همه ابدان مثالى برزخىاند .
اصل 56 - همهء آثار وجودى انسان اطوار ظهورات و تجليات نفس است و قوام بدن به روح ، و تشخص و وحدت و ظهور آثارش از اوست .
اصل 57 - سعادت اين است كه نفس انسان در كمال وجوديش به جايى برسد كه در قوام خود به ماده نياز نداشته باشد و در عداد موجودات مفارق از ماده در آيد و بر اين حال دائم و ابد باقى بماند .
اصل 58 - روح انسان ، خواه در مقام خيال باشد و خواه در مقام عقل ، پس از ويرانى بدن تباه نمىشود .
اصل 59 - همهء مدركات انسان وراى طبيعت است .
اصل 60 - هر چه كه بلاوضع است ممكن نيست در چيزى كه با وضع است حاصل شود .
اصل 61 - صورت علميه مطلقا كلى وجودى مجرد و عارى از ماده است و ظرف تقرر و تحقق او با او مسانخ و علم وجودى نورى قائم به خود است .
اصل 62 - اسناد افعال صادره از انسان به بدن و اعضا و جوارح مادى وى به مجاز است و حقيقتا به نفس اسناد مىيابند .
اصل 63 - آنچه را كه انسان ادراك كرده است در صقع ذات خود يافته است و آن معلوم بالذات اوست و اشياى خارجى كه به نحوى از انحاء به واسطه و اعداد قوى و آلات ادراكى خود با آنها تعلق و ارتباط يافته كه از اين ارتباط به كسب علم نائل شده است ، معلوم بالعرضاند .
اصل 64 - ماده تقدم علّى بر نفس ناطقه ندارد بلكه معدّ حدوث اوست كه نفس
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 323
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٢٣