آنها از ذات مايعى مثل مركب و يا رنگ و يا زعفران و يا آب پياز ماده اخذ شده است و به صورت نقطههاى چند ، در لوح صفحه ، وضع و ثبت شده است و به اعانت سر قلم ، مانند مالهء بنايى ، مالهكشى شده است و صورت حروف محقق شده است . در اين صورت ، جسد حروف ساخته شده است كه در ظاهر نقاط مزبوره صورت اتصاليه به خود گرفتهاند ، كه هرگاه بدن حرفى تجزيه شود و صورت اتصالى آن بر طرف شود كشف مىشود كه آن حرف از اول و وسط و آخر نقطههاى چندى است .
لطيفه : نطفه بر وزن نقطه است و در وجود خارجى بر هيئت و هيكل نقطه است كه از قلم ريخته مىشود ، درست تدبر كن . اين نكته و لطيفه را از اوائل دو چوب و يك سنگ مرحوم اشكورى اقتباس و اختصار كرده . و به عنوان زنگ تفريح نقل كردهايم ، و شايد روزى توفيق دست دهد كه زنگ تفريح هم تبديل به كلاس درس شود و از حروف و اعداد و ديگر شعوب آنها ، كه فرصت و مناسبت پيش آيد ، بحث كنيم .
درس هشتاد و پنجم
چنان كه در دروس اخير گفتهايم اكنون سخن ما در روانشناسى يعنى انسانشناسى است كه از آن تعبير به علم النفس نيز مىشود يعنى مباحثى كه تعلق به نفس دارد و كمكم برايت به خوبى روشن مىگردد كه هر كس از اين گردنه گذشت يعنى در معرفت نفس راسخ شد و خويشتن را به خوبى شناخت ، بسيارى از مسائل را حل كرده است . گويند يكى از اين دو فيلسوف بزرگ يونانى ، طالس يا سقراط ، از نخستين كسانى هستند كه گفتند خود را بشناس ؛ و در احوال مير سيد شريف آوردهاند كه فرزندش در هنگام ارتحالش گفت : پدر ، مرا وصيتى كن . گفت : بابا به حال خود باش . « 1 » آن كه گفت خود را بشناس علم است و اين كه گفت به حال خود باش عمل و همان است كه در دروس پيش اشارتى كردهايم كه انسان به تقويت دو
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، مادهء « شرف » .