نداند كه اين تمثلى است در صقع ذات او نه در ناحيهء خارج از ذاتش .
همچنين كسى كه به او وحشت و رعبى دست داده است ، اشباحى هولناك مشاهده مىكند و گمان مىبرد كه مشهود در خارج او موجود است . از خاطرم نمىرود كه در خرديم شبى ، به ايجاب ضرورت ، تنها از صحن خانه به ايوان آمدم در حالى كه به اقتضاى صباوت از ظلمت وحشت داشتم و به چپ و راست نظر مىافكندم ، كه ناگهان در همين حال مىبينم شخصى با چشمهاى درشت بر افروخته و مشتعل و با چهرهاى بسيار خشن و عبوس ، شمشيرى برهنه و برافراشته در دست دارد و مثل مير غضب در برابر من ايستاده و آهنگ من كرده است . اين طفلك ، بىخبر از اين كه اين مير غضب مثالى برخاسته از قوهء خيال و انشاء نفس اوست و مايهء آن وحشتى است كه تخم آن را در مزرعهء دل كاشته كه چنان صورتى هولناك از او رسته ، سخت فرياد برآورد و خود را به صحن خانه افكند ، كه اهل خانه بيمناك گردانيده پس از ماجرا همگى از خانه به در آمدند : تنها كسى كه او را نيافتند همان مير غضب بوالعجب بود كه بيرونى نبود و درونى بود و همان طفلك او را ديده بود و بس ، آن هم نه با ديدگان ظاهر .
همچنين قطرهء باران ، كه از آسمان به زمين فرود مىآيد ، آن را به صورت خطى مستقيم در خارج مىبينيم ، با اين كه مىدانيم قطرهء باران در هر آن و در هر جاى فضا قطرهاى است نه خط . همچنين آتش گردان را كه مىگردانيم در خارج دايرهاى آتشين مىبينيم ، و حال اين كه آتش گردان در هر نقطهء مدار خود مانند قطرهء باران در مسير خود است . خلاصه اين كه هر يك از خط مستقيم و دايره آتشين را در خودمان مشاهده مىكنيم و گمان مىبريم كه در خارج از ماست .
همچنين هر چه را در بيدارى ادراك مىكنيم معلوم بالذات در ذات ماست و معلوم بالعرض در خارج چنان كه در درس هشتادم گفتهايم .
چون اين امور دانسته شد ، حال گوييم كه در همان درس هشتادم معلوم شد كه كار حواس فقط ادراك محسوسات است لا غير . و اين ادراكات حسيّه ، اگر چه همه در
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 314
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣١٤