تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
معّدات ترّقى و تكامل انسان‌اند ، نه اين كه مقصود بالذات باشند . درخت به بستن و پيراستن تربيت مىشود و ادب مىپذيرد ، حيوان به يوغ و افسار و مانند آنها ، و انسان به شنيدن معارف و تحصيل حقائق . به قول عارف رومى :
جانور فربه شود ليك از علف * آدمى فربه ز عزّ است و شرف آدمى فربه شود از راه گوش * جانور فربه شود از حلق و نوش
در منشآت قائم مقام ( ص 233 ) آمده است كه : شيخ شبلى را حكايت كنند كه در يكى از سفرها دزد بر كاروان زد و هر كس را در غم مال افغان و خروش برخاست مگر او كه همچنان ساكن و صابر بود و خندان و شاكر ؛ كه موجب تعجب سارقان گشته وجه آن باز پرسيدند . گفت اين جماعت را مايهء بضاعت همان بود كه رفت ، خلاف من كه آنچه داشتم كماكان باقى است و امثال شما را تصرف در آن نيست .

درس هشتاد و سوم

در اين درس ، دليلى ديگر بر اين كه نفس از نشأه‌اى غير از عالم اجسام مادى است اقامه مىنماييم . « 1 » كسانى كه در عالم خواب اشباح و اشكال و اشيايى را مشاهده مىكنند ، در آن حال راجع به آنها چه مىپندارند ؟ آيا چنين مىپندارند كه آن اشياء در بيرون آنهاست و يا در درون آنهاست ؟ شما كه الآن بيداريد ، مىفرماييد در بيرون آنها نيست و به طور حتم بايد در درون آنها باشد ؛ ولى آنان كه در خواب‌اند ، مىپندارند كه در بيرون آنهاست ، غافل از اين كه در خود آنهاست . و اين ، اختصاص به مبصرات ندارد بلكه ديگر محسوسات ، از قبيل مسموعات و مشمومات و مذوقات و
هامش
( 1 ) . اين درس را از فصل 38 مرحلهء دهم اسفار ( ص 321 ، ج 1 ، چاپ سنگى ) ، فصل فى انّ الحواس لا تعلم انّ للمحسوس وجودا فى الخارج بل هذا شأن العقل ، استفاده كرده‌ايم .