تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
كرده است اكثر معمّيات براى او حل شده است . و ديگر اين كه مىخواهيم در ضمن تحصيل معارف ، ورزش فكرى هم داشته باشيم و به روش احتجاج و استدلال آشنا گرديم و راه جستجو را بياموزيم . و ديگر اين كه بدانيد علماى پيشين در راه معرفت حقائق تا چه قدر زحمت كشيده‌اند و تا چه اندازه فكر را به كار انداخته‌اند كه در يك موضوع تجرد نفس و فوق تجرد بودن آن و تجرد برزخى خيال ، مثل ديگر موضوعات چه قدر اهتمام به كار برده‌اند و ادلهء متعدد اقامه كرده‌اند . آن بزرگان همواره مستغرق در بحار معارف بودند و از غوّاصيهاى آنان ، ديگران بهره‌مندند . چه بسا از افراد بوالهوس را ديده و شنيده‌ايم كه به ساحت مبارك دانشمندان به ياوه‌سرائى اسائهء ادب مىكنند و اسناد تن‌پرورى به آنان مىدهند و حال اين كه كتابخانه‌هاى شرق و غرب از زحمتهاى علمى اين ناموران به زينت كتب علمى ، مزيّن و به حليهء مدارك معارف متحلّى است . بارى مثل اين مردم ژاژخا مثل آيينه يافتن آن زنگى است كه سنائى در نكوهش آنان در حديقه نيكو گفته است :
همه بىمغز و دشمن عنبر * همه بيمار و عيب‌جوى هنر همه زشتان آينه دشمن * همه خُفّاش چشمهء روشن يافت آيينه زنگئى در راه * و اندر و روى خويش كرد نگاه بينى پَخچ ديد و دو لب زشت * چشمى از آتش و رُخى ز انگشت چون بَر و عيبش آينه ننهفت * بر زمينش زد آن زمان و بگفت كانكه اين زشت را خداوندست * بهر زشتيش را بيفكندست گر چو من پُر نِگار بودى اين * كى در اين راه خوار بودى اين بى كسى او ز زشتخويى اوست * ذُلّ او از سياه روئى اوست اين چنين جاهلى سوى دانا * اينت رعنا و اينت نابينا نيست اينجا چو مر خِرَد را برگ * مرگ به با چنين حريفان مرگ « 1 »
هامش
( 1 ) . حديقة الحقيقة سنائى غزنوى ، به تصحيح مدرس رضوى ، ص 290 .