طوطى از كركى كه به فارسى كلنگ گويند شيواتر ، و مرغ سنگخواره از شتر مرغ راهيابتر است ، و جز آنها از حيواناتى كه در كتاب حيوان وصف شده است ؛ به قول شيخ اجلّ سعدى : نه هر چه به قامت مهتر به قيمت بهتر . چون نفس از عالم جسم نيست به تقطيع اجزاى بدن قطعه قطعه نمىگردد و اصلا دست هيچ آلت جسمانى به دو نمىرسد ؛ نه شمشير و تير به او اصابت مىكند و نه آب و آتش به او كارگر مىشود ، نه طعمهء پرنده مىشود و نه لقمهء درنده . انسان خواب مىبيند كه سرش از بدنش جدا شد و با اين وجود با چشم خود مىنگرد سر به يك طرف افتاده و بدن به يك طرف . در اين حال كه چشم ظاهر بسته و در خواب است با كدام چشم مىبيند ؟ و شايد اشخاصى بوده باشند كه در بيدارى خلع بدن مىكنند و با چشم خود مىبينند كه از بدن خود منخلع شدند و بدن را در كنار افتاده مىبينند ؛ در اين حال با كدام چشم مىبينند ؟ اين بدن كه در كنارى افتاده است .
حال كه دانسته شد تفاضل نفوس به بزرگى جثّه و حسن صورت و صحت اندام نيست بلكه از جهت جوهر ذات و افعال و اخلاق و خواصّ و تصرّفات آنهاست ، پس با اين جثهها و بدنهاى انسانها و حيوانها جوهرهاى ديگر است به نام نفس كه فاعل و محرّك آنهاست زيرا جسم به تنهائى فاعل نيست و عرض نيز به طريق اولى .
اكنون از آن كه گمان مىكند انسان جز اين بنيه و جمله به نام بدن نيست يعنى جز اين جسد مشار اليه ، كه اعراضى از قبيل حيات و حسّ و حركت حالّ در آن است ، نمىباشد و نفس را وراى اين بنيه و اعراض وجودى نيست ، از او مىپرسيم چرا ديگر حيوانات را انسان نمىنامى با اين كه هر يك از آنها را نيز جسدى است كه در آن حيات و حس و حركت است ؟
اگر بگويد مرادم از انسان بنيهاى مخصوص است يا مزاجى معلوم است يا تأليف و تركيبى بخصوص است ، از او مىپرسيم مقصودت چه بنيه و كدام مزاج است زيرا كه بنيه زنگى مخالف با بنيه تركى است و مزاج طفل مخالف با مزاج پير است و تأليف بنيهء مفلوج زمينگير مخالف با تأليف بنيهء شخص سالم صحيح است و طبع بيمار
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 294
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٩٤