تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
معلولات آنها دست بيابد . اين بود دليلى كه در اين درس تقرير و تحرير كرده‌ايم و مىتوانيم آن را يكى از ادلّهء تجربى بناميم . و آن را از قلم جناب استادم علامهء ذو الفنون مرحوم ميرزا ابو الحسن شعرانى - جانم به فدايش - استفاده كرده‌ام . و عبارت شيوا و رساى آن را تبرّكا و تيمّنا به محضر مبارك شما دوستان گراميم تقديم مىدارم كه سخنى سخت پايدار و بيانى بس استوار است . مطلب را امرى حسى دانسته است و بدون هيچ گونه تكلف در تعبير و اعمال اصطلاحات غير مأنوس ترقيم فرموده است و ما آن را از تعليقات و حواشى آن جناب بر اسرار حكم حكيم سبزوارى كه به تصحيح و تحشيهء ايشان به طبع رسيده است ( ص 415 ) نقل مىكنيم : وجود نفس و عقل كه عالم مجرّدات است تقريبا به حس براى ما معلوم شده و از دليل و برهان بىنيازيم . اما نفس : براى آن كه مىبينيم زنده با مرده فرق دارد و جماد از حيوان و حيوان از نبات ممتازند و اين امتياز به امر وجودى است و آن را نفس مىناميم . اما وجود عالم مجرّدات و عقول : براى آن كه ما بسيارى اوقات در خواب يا بيدارى از آينده خبر مىيابيم و يقين داريم در اين عالم جسمانى هيچ وسيله براى ادراك آن نيست ، و اگر هست عقل ما از درك آن عاجز است . پس ناچار وقايع آينده در عالمى ثبت شده و موجود عاقلى آن را دريافته است كه در خواب و غير آن به سبب ارتباط ما با آن‌ها از آن خبردار شديم و اگر كسى بگويد : هرگز كسى خواب با تعبير كه حكايت از امور آينده كند نديده است ؛ گوييم : سخن تو انكار بديهيات است . اين درس را در همين جا خاتمه مىدهيم . درس يادگار روزى كه دو چشم بيناى فلك مينا ، مهر و ماه ، چنين زمان با شكوه و شكوفا در خطهء ايران كمتر ديده است . روز هفدهم از سرنگونى ديو دژخيم رجيم ، فرشتهء رحمت و اميد سايه گسترانيد . آرى ، ديو چو بيرون رود فرشته در آيد . و آن پنجشنبه چهارم ربيع الاول هزار و سيصد و نود و نه هجرى قمرى برابر با دوازدهم بهمن ماه هزار و سيصد و پنجاه و