مؤلف سفرنامهء ناصر الدين شاه به مشهد ( ص 132 ) گويد :
آقا رضاى عكاسباشى كه حسب الأمر به انداختن عكس جناب حاجى ملاى هادى « 1 » مأمور بود انجام خدمت مرجوعه را نموده به حضور مشرّف شده و شيشهء عكس جناب معزّى اليه را كه بسيار ممتاز برداشته بود از نظر انور مبارك گذرانيده مورد تحسين و مرحمت شد و به خاك پاى همايون معروض داشت كه چون جناب حاجى تا كنون اسباب و آلات اين فنّ را نديده و انعكاس و انطباع هيكل اشيا را در صفحهء خارج مشاهده ننمودند ، از ملاحظهء آن ، كمال تحيّر را پيدا كرده متفكر شدند و چون بر حقيقت آن فى الجمله بصير گشتند او را در استدلال علوم مناظر و مرايا اسبابى نيكو شمردند .
به ذكر دليل در تجرد برزخى خيال بپردازيم و بهتر اين كه تجديد مطلع شود و درس جديد عنوان گردد .
درس شصت و هفتم
سخن در تجرّد برزخى خيال بود . غرض اين كه قوه مدركه صور متخيله مجرد از اين عالم است .
نيك بسيار بگفتيم در اين باب سخن * و اندكى بيش نگفتيم هنوز از بسيار « 2 »
و معنى تجرد اين است كه موجود مجرد وراى اين عالم مادّى طبيعى است ، و به عبارت ديگر جسمانى نيست ؛ و گفتهايم كه تجرّد خيال تجرد نفس ناطقه است در موطن خيال .
بحث در تجرد خيال ، در فهم بسيارى از مسائل مهم انسانشناسى و شرح احوال
هامش
( 1 ) . مقصود حكيم متأله حاج ملا هادى سبزوارى صاحب منظومه در منطق و فلسفه ، و شرح اسما ، شرح مثنوى و غيره است .
( 2 ) . كليات سعدى از قصيدهاى به مطلع : بامدادان كه تفاوت نكند ليل و نهار