هر اندازه در اين موضوع بو العجب تأمل بشود جا دارد ، و شايد سرانجام به وادى حيرت بكشد . انصاف بدهيد آيا تنها همين يك كار شگفتآور است و يا در هر چه تأمل شود و كتاب وجود آن به درستى و فهميده ورق زده شود محير العقول است ؟ گويا شيخ بزرگوار سعدى در اين مقام نقل اين بيت بسيار ارزشمندش را توقّع دارد :
اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود * هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار
گفتيم كه اين درس در تجرّد برزخى خيال است ؛ لازم است كه مطلبى را در اين باره تقديم بداريم و آن اين كه دانشمندانى كه در تجرد نفس ناطقه ادله اقامه فرمودهاند بسيارى از آن ادلّه تجرد برزخى قوهء خيال را اثبات مىكنند و آنها يك سلسله ادلّهاى هستند كه در آنها حرف اشباح و صور به ميان آمده است كه اگر چه تجرّد نفس ناطقه را اثبات مىكنند امّا در حقيقت تجرد نفس در مقام خيال اثبات مىشود ؛ چون خيال شأنى از شؤون نفس ، و تجرد خيال تجرد نفس است ؛ ولى تجرد برزخى نفس در مقام خيال .
و آن ادلّهاى كه در آنها كليات محضه و حقايق و فعليات صرفه اتخاذ شده است تجرد نفس را در مقام قوهء عاقله اثبات مىكنند و در بعد به حجّت و برهان معلوم مىشود كه نفس ناطقهء انسانى را مقامى فوق تجرد است ، چه تجرد برزخى در مقام خيال و چه تجرد كلّى عقلى در مقام قوهء عاقله و تعقّل .
و اينجانب رسالهاى در تجرد نفس ناطقه تأليف كرده است كه تاكنون ادله بسيار از اعاظم حكما در آن گرد آورده است ، برخى از آن ادلّه تجرد برزخى خيال را اثبات مىكند و برخى از آنها تجرد عقلى آن را و برخى فوق تجرد بودنش را .
بدين مناسبت كه از دستگاه عكاسى نفس ناطقه كه قوهء خيال است سخن به ميان آورديم و گفتيم كه هر اثر نمودار دارايى مؤثر خود است ، حكايتى شيرين به عنوان تنوّع در بحث بازگو كنيم :