از شيوايى گفتارش و رسايى بيانش بهره ببريد و به سبك خامهء توانايش آشنا شويد .
آن جناب دليل نامبرده را به اين عنوان چنين تحرير كرده است :
نفس ناطقه از عالم غيب است . دليل بر آن كه نفس ناطقه جز تن است : هر چه جسم و جسمانى بود جز يك نقش نپذيرد ، از آن كه چون نقشى پذيرفتى به آن نقش ديگر آميختى و هر دو باطل گشتى ، و لوح روح هزار نقش پذيرد و آميخته نشود . مثل آن كه صورت آسمانها و ستارگان و ساير چيزها در خاطر حاضر باشد ، و همچنين احوال مردمان و صفات حيوانات در ضمير ظاهر باشد و همهء آن نقشها صافى باشد . پس معلوم شد كه نفس موجودى است جز بدن و از عالم غيب است .
اين بود عبارت آن جناب در تقرير دليل مذكور . امروز چهارشنبه سوم ماه شوال 1398 ه ق برابر با پانزدهم شهريور ماه 1357 شمسى است كه اين جلسه را به اميد ديدار توديع مىكنيم .
درس شصت و سوم
امروز شنبه اوّل محرم 1399 ه ق است كه به توفيق ادراك حضور دوستان نايل آمدهام ، روزى كه از بيدادگريهاى معاويههاى اين روزگار ، جهان در ديدهء جهانيان شام تار است و اندوه و ماتم غمگسار . از اوايل مخزن الاسرار حكيم نظامى بشنويد .
صيد كنان مَركب نوشيروان * دور شد از كوكبهء خسروان
مونس خسرو شده دستور و بس * خسرو و دستور دگر هيچ كس
شاه در آن ناحيت صيد ياب * ديد دِهى چون دل دشمن خراب
تنگ دو مرغ آمده در يكدگر * وز دل شَه قافيهشان تنگتر
گفت به دستور چه دَم مىزنند * چيست صفيرى كه به هم مىزنند
گفت وزير اى ملك روزگار * گويم اگر شه بود آموزگار
اين دو نوا از پى رامشگريست * خطبهاى از بهر زنا شوهريست