چون دليل ما را دلالت كرد كه انسان بعد از مرگ باقى است و حس ما را دلالت كرد كه جسد مرده است پس انسان جز اين تن مرده است . ( نقل به ترجمه )
اين بود حجت يازدهم كه از كتاب مذكور فخر نقل كردهايم . به راستى موضوع خواب عجيب است و كيست كه در مدّت عمرش چند بار برايش خوابهاى شگفت پيش نيامده است و تعبير و وقوع پيوستن آن را در بيدارى نديده است ؟ اين سلولها و اتمها و نترونها و پروتونهاى ناقلا كه محض مادّه و طبيعتاند و از موطن خود محال است كه به قدر خردلى قدم فراتر نهند از كجا به آن علوم غيبى و وقايع آتيه و يا گذشته دست يافتهاند . چون بناى پيشرفت دروس ما به خطابه و اقناع و جدل و جار و جنجال نيست بلكه به نور برهان و راه راست حجّت و دليل است ، همان مسير علمى خود را مىپيماييم تا هنگام بحث در پيرامون خواب ديدن مطالبى به عرض برسانيم . و حقيقت امر اين است كه فطرت و سرشت اينجانب هيچ با ستيزگى و هاى و هو و فرياد و فغان سازگار نيست . منطقم اين است كه اين كارها پيشهء كسانى است كه مايهء علمى ندارند و مىخواهند به چوب و چماق و قلدرى و بدگويى و بىادبى بقبولانند .
براى راقم سطور چند واقعهء شگفت در عالم رؤيا روى آورد كه همه را در دفتر خاطراتش ضبط كرده است و اگر موقع مناسب در هنگام بحث از خواب پيش آيد ، شايد برخى از آنها بازگو شود .
درس پنجاه و ششم
امروز چهاردهم ماه مبارك رمضان 1398 ه ق برابر با 28 مرداد 1357 ه ش است . از آغاز اين ماه تا امروز پنج درس خواندهايم . شما دوستان گراميم كه همگان تشنه و پژوهندهء دانش و گوهر معرفتيد مىبينيد اين جلسهها و حلقههاى كاوش و پژوهش ما در راه دانش چه قدر شيرين و دلنشين است و هر روز بهتر از ديروز و پريروز به خواستههاى خود فيروز مىشويم و اگر دربارهء اين چنين مجلس به قول