صادق آل محمد صلّى اللّه عليه و إله نقل است كه : ان حقيقة الشىء بصورته لا بمادّتة « 1 » . شيخ اشراق سهروردى در مغايرت نفس از بدن و تجرّد آن از ماده و احكام آن يعنى اين كه نفس وراى طبيعت است دليلى آورده است كه در رسالهء مذكور از اسرار الحكم حكيم سبزوارى نقل كردهايم ( ص 175 ، به تصحيح استاد علّامه شعرانى ) و عبارتش اين است كه : شيخ اشراق مىگويد از دلائل تجرد نفس يكى اين است كه نفس در خواب كه اين بدن طبيعى كالميّت افتاده است مستعمل آن بدن مثالى است . به آن مىرود و مىآيد و فعلها مىكند و ملتذّ و متألّم و مدرك است نه به اين . پس بدون اين قوام دارد .
و در بيدارى اين را مستعمل و به اين متعلّق و آن را تارك و ذاهل است ، پس در قوام ذاتش نه به اين بستگى دارد و نه به آن و اين دو تا مثل دو مركبند براى نفس و مجرد است از هر دو . اين بود سخن شيخ اشراق كه از اسرار الحكم نقل كردهايم . شيخ اشراق چنان كه در تاريخ ابن خلّكان آمده است ، يحيى بن حبش بن اميرك است و به شهاب الدّين سهروردى و بيشتر به شيخ اشراق شهرت دارد . اوحد اهل زمانش در علوم حكميّه ، و جامع علوم فلسفيّه و بارع در اصول فقهيّه و مفرط الذكاء و در نظم و نثر فصيح العبارت بود . داراى تأليفات بسيار است اشهر از همه كتاب حكمة الاشراق است كه قطب شيرازى آن را شرح كرده است و برخى از مشايخ اينجانب فرموده است كه اين شرح تقرير درس خواجه نصير الدين طوسى است قطب شيرازى آن را تحرير و به صورت شرح مذكور تدوين كرده است . شيخ اشراق در سن سى و هشت سالگى در پنجم رجب سنهء پانصد و هشتاد و هفت ه ق در قلعه حلب در زمان دولت ملك ظاهر صاحب حلب به قتل رسيده است . در آن جمله گفتارش در دليل مذكور كه فرمود نفس در خواب مستعمل بدن مثالى است تأمّل بسزا لازم است و دانسته شد كه مثال و خيال به يك معنى است يعنى رايج در السنهء عام كه صرف پندار است و به گمان
هامش
( 1 ) . فلسفة الامام الصادق عليه السّلام ، ص 26 ، تأليف عالم جليل محمد جواد جزايرى رحمه اللّه .