طبيعت است . و در دروس اسبق دانسته شد كه تعليم و تدريس و مطالعه و امور ديگر از اين قبيل ، همه معدّاتند و هيچ يك عليت تامّه ندارند پس نتيجه حاصل شد كه هم نفس موجودى از وراى ماده است و هم مخرج او از نقص به كمال ؛ و اين مطلب شامخ را بايد اصلى قرار داد .
اصل 46 - هر يك از نفس ناطقه و مخرج او از نقص به كمال موجودى وراى مادهاند .
بر اين اصل كه نفس موجودى عارى از ماده است ادلهء بسيار اقامه شد و اينجانب تا كنون ادله بسيارى از دليل از كتب و رسايل دانشمندان در رسالهاى گرد آورده است و همهء آنها را براى رفقا و دوستان آن جلسهء ديگر ، كه آگاهيد به چندين سال پيش از اين جلسه تشكيل شد و تاكنون هم با ميل و شوق فراوان ادامه دارد ، يك يك آن ادله را تحرير و تقرير كرده است ؛ و اگر فرصت دست دهد آنها را به حضور شريف شما نيز بازگو مىكنيم و يا اين كه چون مقدارى سير علمى ما پيش رفته است و به زبان يكديگر بهتر آشنا شدهايم خود آن رساله را در اختيار شما قرار مىدهيم و يا اين كه برخى از آنها را كه چندان تكلّف فكرى نمىخواهد پس از مطلب ذيل عنوان مىكنيم تا ببينيم چه پيش مىآيد .
اكنون سخن ما اين است كه هر متحرك در حركت خود به سوى چيزى مىرود كه فاقد آن است تا از حركت واجد آن شود و بديهى است اگر آن چيز را واجد باشد ديگر تحصيل آن بىمعنى است و در پيش دانستهايم كه تحصيل حاصل محال است . و آن چيزى كه متحرك به سوى آن مىرود غايت و غرض اوست . من و شما و هزاران افراد ديگر مانند ما به دنبال كمالند و تشنه و طالب علم و در راه تحصيل آن در تكاپو و در جستجو هستند ، و دانستيم كه خزانهء علم موجودى عارى از ماده ، و وراى طبيعت است ، پس مردم دانسته يا ندانسته به سوى ماوراى طبيعت در حركتند و غرض و غايت علمى همه امرى است كه بيرون از زمان و مكان و مبرّا از ديگر اوصاف و احوال
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 213
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢١٣