كردهايم . اگر شخص خبرهاى آن صفحه كاغذ را ببيند با اين كه همه طول و عرضش به آن حدّ است مىگويند اين درخت خيلى كهنسال است و بايد محيط تنهء آن در حدود سه چهار متر و ارتفاع آن بيش از صد متر باشد . و همچنين در ديگر عكسها به پهنايى و بزرگى و كوچكى و نسبت هر يك با ديگرى حكم مىكند با اين كه همه در يك صفحهء كاغذ محدود مذكور نقش شدهاند .
البته اين تمثالها هر يك با حفظ تناسب اندام خارجى اشياء نامبرده ، موزون و متناسب ترسيم شده است . و شك نيست كه هيچ يك از آن صور مرتسمه به بزرگى و پهنايى و بلندى و گودى آن اشياء خارجى نيست . و اگر به همان تناسب و تعادل اشكال و عكوس ، در صفحههاى خيلى خيلى كوچكتر از صفحه مذكور ترسيم شود همانگونه حكايت مىكنند كه در صفحهء مذكور حاكى بودند .
حالا ببينيم كه آيا صور منتقش اشياء در قوهء خيال هم به همان مثابت و منزلت صور اشياى مرتسمه بر صفحههاى كاغذهاى نامبرده است كه بگوييم آن اشكال و اشباح اشياء با حفظ تناسب و تعادل و توازنشان ، منتهى خيلى خيلى كوچك و جمع شده در سلولهاى دماغ مثلا منتقش و منطبعاند ، و يا اين كه فرقى در ميان است ؟ .
التفات بفرماييد آيا نه اين است كه در عالم خواب اشياء را با همان وضع و هيأت و شكل و قد و قامتشان مىبينيم و يقين داريم كه آنچه را در خواب مىبينيم يك نحو از انحاء ادراكات ما است و آن اشباح و اشكال را در خودمان مىبينيم نه در ظرف خارج از موطن ادراكات خود . و آنچه را در عالم بيدارى خود مىبينيم نيز هم چنان است كه در عالم خواب ، يعنى اشياء را با همان طول و عرض و عمق و وسعت آنها ادراك مىكنيم و صدق گفتار ما با فى الجمله دقت و تأمل براى هر كس به خوبى معلوم است و آن را تصديق مىكند .
آيا در عالم خواب آن همه اشباح و اشكال را ادراك مىكند مثلا مىبيند كه در كشتى اقيانوسپيما نشسته و در اقيانوس سفر مىكند و يا در طيّاره بر فراز آسمان پرواز مىكند و اين همه با ابعاد و اشكالشان در يك سلول دماغ كه از نهايت خردى بايد آن را
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٩٩