تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
طبيعت به نام عقل ثبوت دارند . امّا كلّى طبيعى در خارج از ذهن موجود است كه عين وجود افراد خارجى خود است ، با اضافهء مشخصات افرادى كه در ذاتيات دخيل نيستند . مثلا آب طبيعتى است كه هر كجا آن طبيعت تحقق يابد صورت نوعيهء آب پيدا مىشود ، امّا رنگ و طعم و بو و ديگر عوارض آبها جزو حقيقت آب و داخل در طبيعت او نيستند . آب اگر گرم باشد آب است و اگر سرد باشد آب است . حرارت ذاتى آب نيست و گرنه آب سرد بايد آب نباشد . و همچنين برودت ذاتى آب نيست و گرنه آب گرم بايد آب نباشد و همچنين عوارض مشخصهء افراد هر نوع . تبصره : كلّى را جز معانى سه‌گانه فوق معنى ديگر است كه در كتب حكمت متعاليه به كار مىبرند و آن كلّى به معنى احاطهء شمولى و سعهء وجودى است . مثلا وجود علّت نسبت به معلول خود وجود كلّى دارد . يعنى سعهء وجودى و احاطهء شمولى دارد كه آن سعه و احاطه را وجود معلول ندارد و كلّى به اين معنى از جرگهء مفاهيم دور است و در ذهن نمىآيد و ظرف تحقق آن فقط متن خارج است ، چنان كه كلّى عقلى و كلى منطقى وعاء ثبوت آنها فقط صقع ذهن است و به هيچ وجه در خارج ذهن وقوع نمىيابد . واضح علم منطق معلّم اوّل حكيم عظيم الشأن ارسطو است كه آن جناب را ارسطاطاليس نيز گويند كه در قرن چهارم قبل از ميلاد مسيح مىزيست . اسكندر كبير ذو القرنين شاگرد ارسطو بود و ارسطو به حسب تقاضا و خواهش اسكندر منطق را تأليف كرده است . اسكندر در ازاى تأليف منطق به ارسطو پانصد هزار دينار انعام كرد و هر ساله يكصد و بيست هزار دينار نيز به معلّم تقديم مىداشت لذا پيشينيان علم منطق را ميراث اسكندر مىگفتند ؛ حتى علم منطق به ميراث ذى القرنين لقب داده شد و فيلسوف بزرگ ملّا هادى سبزوارى در منطق منظومه گويد :
الّفه الحكيم رسطاليس * ميراث ذى القرنين القدّيس
ذو القرنين عالم دوست علم‌پرور را تمجيد مىكند كه قدّيس بود . ملاحظه بفرماييد كه چگونه پادشاهان نيك سرشت پيشين در بذر معارف و بذل دراهم و ترويج علم و تكريم عالم ساعى بودند . و نام نيكو از خود به يادگار گذاشتند و پس از