تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
به بحث مذكور رجوع كنيم : اكنون كه به برهان معلوم شده است صورت كليهء علميه ماده و عارض بر ماده نيست و بديهى است كه موجود است نه معدوم بلكه شايد شريف‌ترين موجود باشد ناچار بايد او را در موطنى تقرّر و تحقّق باشد ، چه اين كه آن را دارا شده است و مىگويد : من اين مطلب را فهميدم و اين علم را دارم . آن كه مىگويد من دارم ، دارنده او است و پيش از تحصيل آن آن را نداشت و اكنون كه دارنده است و موطن او ماده نمىتواند باشد پس بايد گيرنده و دارندهء علم موجودى غير مادى باشد . پس انسان را حقيقتى وراى پيكر مادى هم هست كه به هيچ وجه ماده و اوصاف و احوال آن را در آن مقام راه نيست و آن حقيقت ، گيرنده و دارندهء دانش است و در دروس گذشته نيز در اين مطلب بحث كرده‌ايم . پس از مباحث مذكور نتيجه حاصل شد كه دو موجود يافتيم كه هيچ يك مادى نيست : يكى صورت علميه و ديگرى دارندهء آن كه به تعبير ديگر بگوييم ظرف علم بايد فحص و بحث شود كه اين ظرف و مظروف چگونه ظرف و مظروفى خواهند بود يعنى ظرف در اينجا به چه معنى است ؟ آيا اطلاق ظرف بردارندهء علم ، به حقيقت است يا به مجاز ؟ و يا اين كه ظرف را معانى متعدد باشد ولى يكى در طول ديگرى . و باز مطلبى كه در اينجا بسيار مهم است اين است كه انسان چگونه به كسب حقايق و معارف ، دانا و داناتر مىشود و اصلا چگونه علوم را كسب مىكند و در اين مسير تكامل مىيابد . چون هنوز چندان ورزش فكرى نكرده‌ايم ، اين مباحث را موكول به دروس بعد مىكنيم . اين خوشه‌چين خرمن حقيقت ، كتابى در اين مطلب تأليف كرده است و به عللى چند ، چندان مايل به طبع آن نيست . شايد پس از كوچ كردنم طبع شود و مطبوع ارباب علم قرار گيرد . اميد است كيف كان كه مطالب آن را كوتاه و روان در چند درس براى شما تحرير و تقرير كنم و يا در تحت عناوين دروس آتيه اصول و امّهات آن را بازگو كنم . بناى ما اين است كه فقط با نور برهان از ظلمت‌كدهء جهل رهايى يابيم ، و اگر رهزنى