تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
و همان‌طور تحقق مىيابد چگونه است ؟ و اين همه حقايق و معارف و رشته‌هاى علوم و اشباح و اشكال گوناگون را در كجا گنجانيده است و امور خارق العاده از قبيل تصرف در ذى روح و بىروح چگونه است و تنويم مغناطيسى چگونه است و ارتباط انسانها با ارواح گذشتگان چگونه مىباشد و سؤالهاى بسيار ديگر در اين مورد به ميان مىآيد كه پس از تحليل و تشريح آنها ، مادّى چاره‌اى جز اين ندارد كه سر به آستانه ماوراى طبيعت فرود آورد . چنان كه معروض داشتيم مطلب بسيار مهمّ اين است كه حقيقت علم شناخته شود كه اگر تعريف اين گوهر آن چنان كه هست به دست آيد ، مادّى خود به خود به جهل خود اعتراف خواهد كرد و چون مبناى دروس و مباحث ما اين است كه به طريق برهان و استدلال پيش برويم بايد در تعريف علم و معلم و عالم سخن به ميان آيد . آن كه گفته است هوك گفته است عدد افكارى را كه شخص مىتواند در طول عمر خود ضبط كند به دو ميليون تخمين مىزند و مىگويد كه تجسّس ذره‌بينى بر ما ثابت كرده است كه مغز انسان براى نگاهدارى اين اندازه افكار كفايت مىكند . در مباحث آتيه ما پس از معرفت گوهر روح با تحقيق و تأمل در براهين عديده دانسته مىشود كه انسان را حد وقوف نيست و خود دفترى است كه هر چه در او نگاشته شود اوراق آن پايان نمىيابد . آن كه گفته است لامترى در كتاب ماشين انسانى ماده را قادر بر اكتساب حركت و حس مىداند و عقل را علّت اين حركت مىشناسد . در اينجا مادى عقل را علّت حركت و حس مىداند و حال اين كه كولپه در صدر مقاله مذهب مادى گفت كه مذهب مادى وصفى نفس و عقل را چون يكى از صفات ماده مىداند . و مذهب مادى عليتى عقل را معلول ماده مىشناسد . ملاحظه مىفرماييد كه چگونه تضادگويى دارند كه يك جا عقل را علت حركت ماده مىداند و يك جا عقل را معلول ماده مىشناسد و از اين گونه ضد و نقيض در گفتار آنان بسيار است . مىبينيد كه كولپه مؤلف كتاب مذكور مىگويد : هلباخ مؤلف كتاب دستگاه طبيعت