ديناميكى دربارهء جريان امور طبيعى هنوز به حال خود باقى است و در مذهب اصالت نيرو اصلا مادّه مورد نظر نيست و به حساب گرفته نمىشود هيچ مستبعد نيست كه مذهب اصالت نيرو بتواند براى طبيعت تفسير گرفته و خالى از تناقضى پيدا كند و البته در اين صورت زير پاى عقيدهء مادى سست مىشود و موقع سقوط قطعى آن فرا مىرسد .
مذهب مادّى از تفسير و توضيح سادهترين عمليات عقلى و روانى عاجز است چه اين مذهب مدعى است كه هر نمود عقلى در آخر كار به دستهاى از نمودهاى مادّى منجر مىشود كه يا از پيش معلوم بوده و مشاهده شدند يا بايد وجود آنها را به شكل فرضى پذيرفت و در همين حال استنتاج عمل احساس از عمل حركت به اندازهاى دشوار و غير قابل قبول است كه حتى خود ماديون هم مدعى نمىشوند كه اين تبديل كيفيّت مادّى را به كيفيت روانى خوب درك مىكنند .
چون با اين حقيقت مواجه مىشوند مىگويند درك جنبهء فيزيكى قضاياى روانى نيز به همين اندازه دشوار و غير قابل تصور است ، در صورتى كه اين ادعا صحيح نيست و ضرورت هر حادثه فيزيكى را يا از راه ادراك حسى و يا از راه ادراك عقلى ممكن است كاملا آشكار ساخت .
پيروان مذهب مادّى از لحاظ علم المعرفت نيز دچار اشتباهى هستند چه ماهيت و حقيقت آزمايشهاى بشرى را آن گونه كه بايد تشخيص ندادهاند .
مادّه در نظر مادّيون عنوان فكر و تصور ندارد بلكه واقعيتى است كه خود به خود حالت وضوح دارد شخص مادّى چنان از اتم بحث مىكند كه گويى آن را به چشم خود مىبيند و نيز ماده را مركز تمام نيروهايى مىداند كه در او مؤثر مىشوند .
هدف يگانهاى كه از تشكيل تصور ماده منظور است همانگونه كه ديديم مجسم ساختن قسمت عينى و خارجى اشيايى است كه مورد آزمايش حواس واقع مىشوند و در مذهب مادّى كمترين توجهى به ناحيه ذاتى و ذهنى تجربه يعنى آن قسمتى كه به شخص آزماينده مربوط است نمىشود .
از تمام آنچه گذشت چنين نتيجه مىگيريم كه مذهب مادّى علاوه بر آن كه براى
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٧٨