تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
دانسته شود آنگاه ببينيم از اصلى كه ادّعا كرده‌اند كه هر بحث علمى هميشه بايد از ماده شروع كند چه مىخواهند و پس از حلّ اين معمّا معلوم خواهد شد كه صاحب وجود حقيقى ماده است يا وراى آن . و ديگر اين كه از اين اشخاص مادّى مىپرسيم انسان چگونه با خارج از خود راه پيدا مىكند تا بدانها عالم شود . و به عبارت ديگر خود راه كدام است كه انسان بدان وسيله بر خارج دست مىيابد و بدان عالم مىشود . انسانى كه به چيزى دانا شد بايد در وى حالتى پديد آيد و صفتى پيدا شود كه پيش از علم به آن چيز اين حالت و صفت در وى نبود و گرنه چه فرقى در دو حال جهل به آن چيز و علم به آن چيز خواهد بود . و بدون هيچ شك و شبهه انسان در اين دو حال يكسان نيست . اكنون بايد فهميد كه علم يافتن به آن چيز خارج از او به چه نحو است ، و چه چيزى از آن خارج وارد در انسان شد و چه كسى او را كشيد و به سوى خود آورد ؟ اگر انسان عين ذات خارجى آن شىء را كشيده و به سوى خود آورده است تصديق داريد كه مسلما اين طور نيست ؛ چه اين كه ذوات اشياء خارجى بر جاى خود قرار دارند و تجافى از جاى خود نكردند . و اگر انسان از آنها عكس‌بردارى مىكند و اين شبح و شكل آنها كه در وى حاصل شده است علم او بدانها است ، سؤال پيش مىآيد كه از انسان چه چيزى بر آنها دست يافته است و از آنها عكس گرفته است ؟ مىتوان گفت كه اشعهء ايكس مثلا بدانها فرستاد و از ظاهر و باطن آنها عكس‌بردارى كرده است . اگر اين طور باشد ، فرستنده كيست و گيرنده كيست ؟ وانگهى هيچ دانشى ديدنى يعنى از عالم ماده نيست و با تنزل از اين گوييم همهء دانشها ديدنى نيستند كه از آنها عكس گرفته شود . در شنيدنيها و در بوييدنيها و در چشيدنيها و در بسودنيها و جز آنها چگونه است . و از اين محسوسات مدرك پنجگانه بگذريم ، در علم به معانى چگونه است و در مدركات در خواب چگونه است و در مدركات كلى عقلى چه در خواب و چه در بيدارى چگونه خواهد بود . و كسانى كه اخبار به غيب مىكنند و از آتيه خبر مىدهند و آنچنان كه گفته‌اند به وقوع مىپيوندد چگونه است . و خوابهايى كه مىبيند