نقض مىكند . مطابق اين قانون مجموعه انرژىهاى موجود در جهان مقدار ثابتى دارد و تغييراتى كه در اطراف ما ايجاد مىشود چيز ديگرى نيست جز آن كه انرژى از محلّى به محلّ ديگر منتقل مىگردد و از صورتى به صورت ديگر درمىآيد .
خوب واضح است كه بنابراين قانون ظواهر و نمودهاى فيزيكى حلقهء بستهاى را تشكيل مىدهند و در اين حلقه جاى خالى براى نوع ديگرى از ظواهر به نام ظواهر روانى يا عقلى وجود نخواهد داشت بنابراين عمليات دماغى علىرغم تعقيد و پيچيدگى خاصى كه دارند ناچار در شمار نمودهايى خواهند بود كه از قانون عليّت تبعيت مىكنند و تمام تغييراتى كه در نتيجهء عمل مؤثرات خارجى بر دماغ حادث مىشود ناگزير است كه به شكل فيزيكى و شيميايى خالصى باشد به همين شكل هم منتشر گردد با چنين نظريهء كلّى جنبهء عقلانى اشياء پا در هوا مىماند زيرا چگونه مىتوان پيدايش نمودهاى روانى را از نمودهاى فيزيكى و مادّى تصور كرد بدون اين كه از انرژى فيزيكى وابسته به نمودها چيزى كسر شود .
تنها چاره منطقى آن است كه براى اعمال عقلى نيز يك نوع انرژى خاصى در مقابل انرژىهاى ديگر شيميايى و الكتريكى و حرارتى و مكانيكى قايل شويم و اين را بپذيريم كه ميان اين انرژى مخصوص و اقسام ديگر انرژى كه مىشناسيم نسبت ثابتى شبيه نسبتهاى ثابت ما بين ساير اقسام انرژى وجود دارد ولى بايد گفت كه چنين عقيدهاى را علماى مادّى اظهار نكردهاند و هيچ كس در متون مادّى به تفصيل در اين باره سخنى نگفته است و اعتراضات كلّى در برابر اين عقيده وجود دارد كه نمىگذارد چنين عقيدهاى فرصت تظاهر پيدا كند . هستهء تمام اعتراضاتى كه ممكن است بشود آن است كه مفهوم انرژى به آن گونه كه علماى فيزيك آن را تعريف مىكنند به هيچ وجه قابل انطباق بر عمليّات و نمودهاى عقلى و روانى نمىباشد .
اساسا مفهوم مادّه كه اين اندازه در طرز تفكر مادّى واجد اهميت است هنوز در بين خود معتقدين به مذهب مادّى آن اندازه قطعيت پيدا نكرده است كه بتوان بدون مناقشه و مجادله آن را چون پايه محكمى براى آزمايشهاى درونى كه مربوط به ضمير خودآگاه انسان مىشود تلقى كرد . نزاع ميان دو مذهب مكانيكى و نيرويى يا
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٧٧