كتاب جريان زندگى تأليف مولشوت مىباشد . و ما خلاصهاى از نظريهء مؤلف در مسأله معرفت را به نظر خوانندگان مىرسانيم : وجود هر موجودى به واسطهء صفات و اعراض آن آشكار مىشود . و از طرف ديگر هيچ صفتى نيست كه عبارت از نسبت سادهاى نباشد ، بنابراين ميان « خود شىء » يا « شىء بالذّات » و « شىء در نظر ما » هيچ تمايز و تفاوتى وجود نخواهد داشت . اگر ما بتوانيم تمام صفات ماده را كه ممكن است مؤثر در حواس ما واقع شوند اكتشاف كنيم ، گوهر اشياء را درك كردهايم و معرفتى كه نسبت به آنها براى ما پيدا شده - از حيث اين كه علم انسانى است - معرفت مطلق مىباشد . بنا به گفته مولشوت شخص مادى قوه و ماده را يكى مىداند ، ميان روح و جسم تفاوتى قايل نيست ، براى خدا و جهان دوگانگى نمىشناسد ، او فكر را چيز صاحب امتدادى مىداند ، چه بعضى از آزمايشهاى علم وظايف الاعضاء - مثل آزمايش ردّ فعل - معلوم مىشود كه عقل براى نشان دادن واكنش مقدارى زمان لازم دارد . هر فرد انسانى نتيجهء عوامل بىشمارى است از قبيل پدر و مادر و دايه و زمان و مكان و هواى تنفّسى و محيط زندگانى و غذايى كه مىخورد و لباسى كه مىپوشد و صوتى كه مىشنود و نورى كه در پرتو آن زندگى مىكند . ما همچون پر كوچكى هستيم كه هر وزش مختصر باد آن را بازيچهء خود قرار مىدهد .
كتاب نيرو و ماده بوشنر كتاب پريشانى است . او در ابتدا تصريح مىكند كه قوه و ماده همچون جسم و عقل يا روح و بدن فقط از لحاظ اسم دو چيز هستند ، اگر نه واقع امر اين است كه دو ناحيه يا دو مظهر مختلف از حقيقت واحدى كه دسترسى به شناختن كنه آن نداريم ، مىباشند . در جاى ديگر كتاب اين نظريه واحدى را نقض مىكند و مىگويد : ماده مدتى پيش از وجود نفس و عقل وجود داشته است ، و سازمان خاصى در ماده را از شرايط لازم براى پيدايش نفس مىداند . غريبتر آن است كه پس از اين فقره در كتاب او مىخوانيم كه : ماده مجرد از عقل يافت نمىشود ، و همانگونه كه ماده اقامتگاه نيروهاى طبيعت است همانگونه هم مركز نيروهاى روانى مىباشد . در جاى ديگر كتاب تجديد مطلع كرده مىگويد :
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٧٤