تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
دلايل جديدى نمىتوان يافت . در قرن نوزدهم مذهب مادى رونق جديدى گرفت چه از يك طرف فلسفهء نظرى هگل « 1 » ( 1770 - 1831 م ) به تحليل رفت ، و از طرف ديگر تجارب و مشاهدات علمى جديد براى يافتن رابطهء ميان نفس و بدن در آن مؤثر افتاد . نسبت به اين قبيل مسائل مناقشات و مشاجرات زيادى در انجمن علوم طبيعى كه در شهر گوتينگن « 2 » منعقد گرديده به عمل آمد و از آن ميان مؤلفات زيادى منتشر گرديد كه در همهء آنها تمايل مادى مشهود است . مهمترين اين آثار عبارتند از كتاب ايمان و علم تأليف وگت « 3 » و كتاب جريان زندگى تأليف مولشوت « 4 » ( 1822 - 1893 م ) و كتاب نيرو و ماده تأليف بوشنر « 5 » ( 1824 - 1899 م ) . فرقى كه ميان مذهب مادى اين قرن با مذهب مادى قرن هجدهم وجود دارد آن است كه فلاسفهء مادى متوجه اين نكته شدند كه بايد نظريات معرفتى را در ملاحظات مادى وارد كنند . مثلا وگت مىگويد : حدود فكر منطبق با حدود آزمايشهاى حسى مىباشد و اين خود دليل آن است كه دماغ آلتى است كه تعقل وظيفهء آن مىباشد . اين حقيقت آن قدر واضح است كه برابر بودن دو و دو با چهار حالت وضوح و قطعيت دارد . مع ذلك با اين نظريه استخراج و انتزاع معانى مجرد از نمودهاى تجربى هرگز امكان‌پذير نيست و تصور اين كه عقل و شعور از لحاظ تركيب همان اندازه ساده است كه عمل انقباض در عضله ، تصور صحيحى نيست . در كتاب وگت و كتب ديگر ماديون پيرو اين مكتب ارتباط ميان ظرفيت و نيرومندى عقلانى با وزن دماغ و وسعت و چين‌خوردگيهاى آن به تفصيل بيان شده است . مهمترين كتابى از فلسفهء مادى كه در قرن نوزدهم منتشر گرديد ، بدون شك همان
هامش
( 1 ) .Georgwilhelm Friedrich Hegel( 2 ) .Getingen( 3 ) .C . vogt( 4 ) .J . moleschott( 5 ) .L . BUchner