بارى سخن ما در اين بود كه مادى جز ماده نمىشناسد و حيات و روح و علم و عقل و نظاير آنها را قبول دارد و لكن همهء آنها را از تركيب ماده مىداند . تا اندازهاى به اقوال و آرايشان آشنا شدهايم . اكنون اجازه بفرماييد كه باز در تعقيب گفتارشان سخنى چند دربارهء عقل و علم و روح و امثال آنها مطابق عقايدشان عنوان كنيم :
يكى از نويسندگان شهير ازوالد كولپه « 1 » ( 1862 - 1915 م ) است كه در چند دانشگاه سمت استادى داشت . وى مقدمهاى بر فلسفه نوشته است و در اين مقدمه در عقيده مادّيون سخن به ميان آورده است . ما گفتار وى را از آن كتاب به ترجمهء آقاى احمد آرام نقل مىكنيم تا در آرا و عقايد آنان اطلاعى بيشتر حاصل گردد :
چون مكتبهاى بسيارى از لحاظ طرز تفكر ، در ذيل عنوان « مذهب مادى » « 2 » جا گرفتهاند ؛ بهتر آن به نظر مىرسد كه به طور اجمالى از آنها سخن رانده آنگاه به ذكر آن قسمت از اين مكتب كه به متافيزيك ارتباط دارد بپردازيم .
به طور كلى دو نوع مكتب مادى : نظرى و علمى ، مىتوان تشخيص داد . مذهب مادى عملى به علم اخلاق مربوط مىشود . بنابراين مذهب تنها چيزى كه شايسته است انسان در تحصيل آن بكوشد خوبيهاى مادى زندگانى مىباشد . مذهب مادى نظرى ، يا عنوان اصل منظم كننده دارد ، يا نظريات مابعد الطبيعهاى است كه در طبيعت وجود اظهار مىشود . مذهب مادى به عنوان اصل منظم كننده اين قاعده را وضع مىكند و مىپروراند كه : هر بحث علمى هميشه بايد از ماده شروع كند و تنها آن را صاحب وجود حقيقى بداند و به اين اصل معتقد باشد كه هر حقيقت و واقعيتى را تنها به وسيله ماده مىتوان مورد تفسير و توضيح قرار داد . لانگه « 3 » ( 1828 - 1875 م ) اين عقيده را داشته و بعضى از علماى وظايف الاعضاء و روانشناسى عصر حاضر نيز همينگونه فكر مىكنند و آن را در تحقيقات خود پايهء بحث قرار مىدهند . از مذهب مادى كه عنوان متافيزيكى به آن داده شده دو
هامش
( 1 ) .OswaldKulpe( 2 ) .Materialistm( 3 ) .Fr . A . Lange