تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
برد ؟ در جواب مىگويد : از بين رفتن ماده ، يعنى نيست و نابود شدن آن ، محال است ؛ يعنى وجود او واجب است و اين وجوب از بود خود اوست نه به پشتيبانى و كمك ديگرى وجود داشته باشد ، يعنى واجب الوجود بالذّات است . خلاصه مادى قائل است به موجودى ازلى و ابدى و واجب الوجود بالذات و آن موجود ماده است . باز از مادّى مىپرسيم كه آيا جهان ماده را پايان است يا جهانى است بىپايان ؟ جواب اين سؤال در دروس پيش دانسته شد كه مادى جهان را بلكه جهانيان را بىپايان مقدارى و عددى مىداند ؛ يعنى به واژه تازى جهان هستى غير متناهى است ، هم به حسب مقدار و هم به حسب عدد جهانها ، و همهء آنها جز ماده نيست . پس به عقيدهء مادى ماده موجودى است ازلى و ابدى و واجب الوجود بالذّات و غير متناهى به حسب مقدار و عدد . تا اينجا به چند اصل از اصول و امّهات آراى مادّيون آشنا شديم . اكنون پرسشهايى چند پيش مىآيد كه بايد بدانها بسيار اهميّت داد . يكى اين كه حيات و روح و علم و عقل و نظاير آنها كه نام مىبرند هم از تركيب همين ذرات بايد باشد . زيرا مادّى جز ماده را نمىشناسد و نمىداند و به غير آن قائل نيست . آيا مىشود اين امور نامبرده مادى باشند ؟ و ديگر ، سؤال از نظام جهان‌ها و اتقان صنع‌دار هستى پيش مىآيد . و ديگر ، علم كجايى است و خود چيست و ظرف او چيست . و ديگر ، آيا رشد و تكامل در دار هستى هست يا نيست ؟ مسلما مادى منكر رشد و تكامل نيست و تكامل از نقص به كمال رسيدن است و آن را مخرجى بايد . حالا از مادى سؤال مىشود مخرج ماده از نقص به كمال كيست و خود صورت كماليه چيست ؟ و سوالهاى گوناگون بسيار پديد مىآيد . آيا همهء اينها مادى است و يا غير مادى است ؟ و ديگر ، آيا غايت براى اتقان صنع و صورتها و تركيب آنها و حركات مختلفهء آنها و رشد و تكامل آنها مىباشد يا نه آن غايت باز ماده است و يا غير ماده ؟ صواب در اين است كه باز قسمتى از آراى مادّيون را در اين گونه مسائل مذكور نقل كنيم تا دانسته