مثلثهاى متساوى الاضلاع باشند در كرهاى مفروض عمل شود و در آن شكل مبين مىشود كه ضلع مجسم اصغر از قطر كره است اگر قطر كره منطق « 1 » باشد .
و در مجسّم سماوى سخن در اين است كه مجسّمى دوازده قاعدهاى كه اين قواعد مخمسهاى متساوى الاضلاع و الزوايا باشند در كرهاى مفروض عمل شود و در آن شكل ، مبيّن مىشود كه اگر قطر كره منطق باشد ضلع مجسّم « منفصل » خواهد بود ؛ و « منفصل » به اصطلاح هندسى در شكل هفتادم مقالهء دهم اصول بيان شده است . « 2 »
سبب اختصاص هر يك از اين اشكال خمسه به طبايع خمسه را فيلسوف عرب ابو يوسف يعقوب بن إسحق كندى متوفى اواخر سنه 252 ه در رسالهاى به تازى گرد آورده است و بيان كرده است و آن رساله مصدر به اين عنوان است : رسالة الكندى فى السبب الذى له نسبت القدماء الاشكال الخمسة الى الاسطقسّات . اين رساله با چند رسالهء فلسفى ديگر كندى در مصر در سنهء 1369 ه به طبع رسيده است . شايسته است كه در صورت دست دادن فرصت ، آن رساله را به پارسى ترجمه و بازگو كنيم ؛ تا ببينيم چه پيش خواهد آمد .
درس چهل و يكم
تا اندازهاى به اقوال و آراى مادّيون آشنا شدهايم و نظر قدماى آنان را در اين باره دانستيم و اصول و امّهاتى از گفتار آنان به دست آوردهايم :
يكى اين كه ماده ، ازلى است .
و ديگر اين كه ماده ابدى است .
هامش
( 1 ) . منطق به ضم ميم و فتح طاء مخفّف ، در اصطلاح رياضى كتب قدماء در مقابل اصمّ يعنى گويا چنان كه در باب اوّل كشف الحجاب فى علم الحساب تأليف بطرس بستانى ( ص 64 ، چاپ بيروت ، 1887 م ) تصريح بدان شده است .
( 2 ) . اذا فصل احد خطين متبائنين فى الطول منطقين فى القوة من الآخر كان الباقى اصمّ و يسمّى المنفصل .