ميلاد مىزيست دانشمندى مبرز در علوم رياضى بود ، كتابى بسيار گرانمايه و ارزشمند در حساب و هندسه نوشته است . آن كتاب ، معروف به اصول حساب و هندسه است و اصول اقليدس نيز مىگويند و چه بسا در كتب رياضى و فلسفى ، كتاب اصول به طور مطلق مىگويند و مراد همان اصول اقليدس است نه اصول فقه . اصول اقليدس جامع اصول رياضى است و دستورى بزرگ در اين فنّ است چنان كه قفطى ( جمال الدين على بن يوسف قفطى 568 - 646 ه ق ) در تاريخ حكما آورده است ( ص 62 ) : پيش از وى كسى در يونان كتابى جامع چنان كه بدين شأن باشد تأليف نكرده است و پس از وى هر دانشمند رياضىدان كه آمده است در حول آن دور زده است و حكماى يونان بر ابواب مدارسشان مىنوشتند كه كسى كه اصول اقليدس را نخوانده است در اين مدرسه وارد نشود . فروغى در سير حكمت در اروپا در ترجمهء افلاطون ، آورده است كه وى در بيرون شهر آتن باغى داشت كه وقف علم و معرفت نمود .
مريدانش براى درك فيض تعليم و اشتغال به علم و حكمت آنجا گرد مىآمدند و چون آن محل آكادميا نام داشت فلسفهء افلاطون معروف به حكمت آكادمى « 1 » شد و پيروان آن را آكادميان « 2 » خواندند و امروز در اروپا مطلق انجمن علمى را آكادمى مىگويند . گفتهاند كه بر سر در باغ آكادمى نوشته بود « هر كس هندسه نمىداند وارد نشود » .
اين مطلب را إبن خلدون نيز در مقدمه تاريخش آورده است كه ترجمه آن به فارسى اين كه : بر در منزل افلاطون نوشته بود كه هر كس هندسه نمىداند در منزل ما وارد نشود و پس از آن گفت بزرگان ما مىگفتند ممارست در علم هندسه براى فكر به منزلهء صابون است براى جامه كه اين جامه را تميز مىكند و آن فكر را روشن مىنمايد .
اين جانب گويد كه هندسه ورزش فكرى است و به تازى رياضىخوان و رياضىدانان را مرتاض مىگويند چنان كه ورزش بدنى را رياضت و ورزشكار را
هامش
( 1 ) .Academie( 2 ) .Academicien