مىدانند و از عدم تجزيهء نقطه عرضى عدم انقسام محل آن كه جوهر فرد است لازم نمىآيد و تصوير حجت مذكور به حسب تسطيح بدين صورت است كه نموده مىگردد .
شيخ الرئيس در چند فصل اوايل مقاله سوم از فن اوّل طبيعيات شفا و در فن ثالث آن نيز همهء اقوال و ادلّهء قايلين به جزء و اختلاف آرايشان را در آن به تفصيل نقل كرده كه حكايت و شرح و بسط همه آنها را موجب تضييع وقت مىبينم . اكنون در بيان اشكال اجزاء سخن به ميان مىآوريم و پس از آن برخى از آن اقوال و آرا و پارهاى از آراى متأخرين را براى مزيد اطلاع و آشنايى بيشتر در پيرامون اجزاء عنوان مىكنيم .
درس چهلم
در درس سى و هشتم در بيان رأى ذيمقراطيس از شفاى شيخ نقل كرديم كه ذيمقراطيس جوهر اجزاء را متحد الطبيعة مىداند و اشكال آنها را مختلف . اكنون در اين درس سخن ما در بيان اختلاف اشكال اجزاى ذيمقراطيسى است كه وى اختلاف افعال را از جهت اختلاف اشكال مىداند و اجزا را بسيط و به طبع واحد و متشابه و از اجزاى بسيط متحد الطبع اختلاف افعال و آثار صورت نمىيابد .
شيخ در فن سوم طبيعيات شفا « 1 » گويد كه بعضى از قايلين اجزاء ، اشكال مجسمات پنجگانهء كتاب اقليدس را اشكال عناصر و فلك قرار دادهاند . توضيح اين گفتار اين كه
هامش
( 1 ) . ص 190 ، ج 1 .