تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
گوناگون‌اند و در همهء رشته‌هاى علوم رسمى و غير رسمى زمان خود دست داشتند و در حقيقت از دانشمندان بزرگ بلكه از نوابغ گمنام‌اند پدر در سنه 1209 ه ق درگذشت و پسر در سنهء 1245 ه ق مهدى نراقى جنگى به نام مشكلات العلوم دارد كه سفينهء حامل مثقلات است . فرزندش ملّا احمد نراقى نيز به همان روش ، كتابى به نام خزاين دارد كه صندوق مهمّات است اين درج گهر در سال هزار و سيصد و هشتاد هجرى در تهران به تصحيح و تحشيهء اين جانب به طبع رسيده است . در اين كتاب « 1 » دليلى بنابر مبناى مثبتين جزء عنوان شده است كه اگر از خود آن جناب و يا از ديگران است در نظر من ناتمام است و در هامش آن تعليقه‌اى دارم كه متن و حاشيه هر دو را بازگو مىكنيم : ايشان چنين آورده‌اند : مثبتين جزء را حجتى قوىتر از اين نيست كه كره‌اى بر سطح مستوى نهاده شود چه اگر موضع ملاقات منقسم شود از هر دو طرف آن به مركز خط وصل مىكنيم تا مثلثى متساوى الساقين حادث شود و نيز از آنجايى كه قاعده مثلث با سطح مستوى مماس است عمودى به مركز اخراج مىكنيم . بايد اين سه خط خارج از مركز به محيط مساوى باشند و حال اين كه هر يك از دو ساق مثلث اطول از عمودند زيرا هر يك وتر زاويهء قايمه است . اين جانب در تعليقه‌اش بر اين مقام گفته است : و همچنين است تماس دايرتين كه بيش از يك نقطه نتواند بود چنان كه در شكل دوازدهم مقاله سوم اصول اقليدس ثابت شده است و همچنين از تماس دو كره كه باز بيش از يك نقطه نتواند بود به استبانه همين شكل . و اطول بودن هر يك از دو ساق در حجت مذكور در شكل نوزدهم مقاله اولى اصول مبرهن شده است و لكن اين حجت مدعاى مثبتين جزء را اثبات نمىكند زيرا كه موضع ملاقات در فرض مذكور نقطه است و نقطه عرض است . و قايلين جزء آن را جوهر داراى ابعاد
هامش
( 1 ) . ص 367 و 368 .