در زبان ديگر رايج شده است به ويژه زبان غربىها در شرقىها كه در كتابهاى تازى و پارسى نيز بسيارى از واژههاى غربى به كار رفته است . اكنون برخى از لغات آنان را در اين مطلب اعنى مادّه و مادّى كه در كتابهاى علمى به كار رفته است معرّفى مىكنيم . در زبان فرانسه ماده را ماتيئر
( Matiere )
مىگويند و در لغتنامههاى فرانسه به فارسى
( Matiere )
را ترجمه كردهاند به ماده ، هيولى ، پيكر ، مايه ، عنصر ، چيزهاى جسمانى ، جسم ، سبب ، موضوع ، مطلب ، انگيزه ، مدفوعات .
و مايه نخستين را ماتيئر پرميئر
( MatierePremiere )
گويند و طرفدار آن را كه فقط به وجود ماده اعتقاد دارد و غير آن را قايل نيست ماترياليست « 1 » گويند و آن را ترجمه نمودهاند به مادّى ، دهرى ، معتقد به وجود مادّه لا غير .
و ماترياليسم « 2 » يعنى عقيده بر اين كه هر چه هست ماده است و چيزى ماوراى ماده نيست ، حتّى روح مثلا ماده است . خلاصه عقيده بر اين كه عالم ماده است و لا غير . و برخى از اصطلاحات و لغات متأخرين را نيز پس از اين دربارهء ماده عنوان خواهيم كرد .
شيخ الرئيس در فصل سيزدهم مقالت نخستين فن نخست طبيعيات شفا ( ص 26 ، ج 1 ، رحلى چاپ سنگى ) گويند : ذيمقراطيس « 3 » و پيروان او بر اين رأىاند كه مبادى عالم به طور كلّى يعنى عالم به كليته جرمهاى كوچك سفت و سختى هستند كه بر اثر صلابت و نداشتن خلاء تجزيه نمىشوند و عدد آنها پايان ندارد و در فضايى به حسب مقدار بىپايان پراكندهاند و همهء آنها در طباع جوهرشان مانند هم و در شكلهايشان گوناگوناند و هميشه در فضا در حركتاند و اتفاق مىافتد كه يك گروه از آنها با همه برخورد مىكنند و از آن عالمى درست مىشود و عالمهايى مثل اين عالم كه به شمار بىنهايتاند در فضايى بىپايان هستند و با اين رأى خود كه در پيدايش كلى عالم از
هامش
( 1 ) .Materialiste( 2 ) .Materialisme( 3 ) .Democrite