حرارت و برودت و الوان ، و صفات ديگر و كيفيات ديگر ، همه عارض صورت نوعيه مىشوند و به توسّط صورت نوعيه ، عارض ماده ؛ و ماده محل آنها است . و صورت نوعيه در تأثير و قدرت بالاتر از ماده است اگر چه صورت مادى محتاج به مادّه است كه محل او است . براى تصور اين معنى گوييم وقتى آثار و خاصيتهاى اجسام را مشاهده كنيم مثل اين كه آتش گرم مىكند و مىسوزاند و مىبينيم اين اثر مادهء او نيست بلكه اثر صورت او است و گرنه مادهء آتش و ذغال يكى است و خورشيد كه عالم را روشن مىكند و نباتات را مىروياند ، اثر صورت اوست نه مادهء او . چون مادهء او با زمين و ساير اجسام خاموش يكى است و همچنين ساير اجسام . و چون صورت منشأ همه قوا و تأثيرات است و علاوه بر اين ماده هرگز خالى از صورت نيست و يك دو موردى تاكنون صورت بدون ماده را يافتيم لذا مىگوييم كه شيئيت هر چيز به صورت اوست نه به مادهء او .
تعريف ماده صورت :
ماده را تعريف مىكنند به ما به الشىء بالقوه يعنى آنچه به واسطهء آن شىء ، بالقوه موجود است و صورت را به ما به الشىء بالفعل يعنى چيزى كه به واسطهء آن شىء ، بالفعل موجود مىشود . مثلا چوب و تخته براى صندلى ماده است زيرا كه صندلى به واسطهء چوب و تخته بالفعل موجود نيست . امّا وقتى چوبها به وضع مخصوصى با يكديگر تركيب يافت و صورت صندلى پيدا شد صندلى بالفعل مىشود . ولى بدان كه چوب و تخته هيولاى اولى يعنى مايهء نخستين نيستند زيرا مادهء اولى آن قوهاى است كه حتّى محل صور نوعيهء چوب است و چوب و تخته براى صندلى مادهء ثانى است .
توضيحا در تعريف قوّه و فعل گوييم هر چيزى كه ممكن است صفت و كمال را دارا باشد ولى هنوز داراى آن نشده مىگويند بالقوه است و چون دارا شد بالفعل مىشود . تخم درخت است بالقوه ، و بعد از اين كه كشته و روييده شد درخت بالفعل مىشود . جنين علم و عقل است بالقوه ، و بعد از اين كه بزرگ شد و تحصيل علم و عقل كرد علم و عقل بالفعل مىشود . بنابراين اصطلاح ، قوه در مقابل ضعف نيست
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٣٣