تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
جان‌پرور خورده است غذاى غير مادى . اين دو تن همانطور كه در حواس ظاهر با هم شريك‌اند در طبيعت و ماده نيز با هم شريكند و امتياز آنها از يكديگر به هوش آنهاست بلكه در طبيعت با ديگر حيوانات بلكه با نباتات بلكه با جمادات شريكند و امتياز به همان هوش و بينش است كه صورت حقيقى انسان است . توضيحا گوييم هر گاه چند عنصر با هم تركيب شدند به طورى كه خاصيت تازه و صورت نوعيهء جديدى در آن پيدا شد مانند آب و ذغال كه عناصر قند است مثلا آن را مزاج گويند . و اگر صورت تازه در آن حاصل نشد آن را امتزاج مىگويند ، مثل اين كه گچ و خاك با هم آميخته شوند . مادهء بىصورت ممكن نيست ، و صورت مادى هم بىماده تحقق پيدا نمىكند . چنان كه مبرهن خواهد شد همهء اجسام در ماده به هم شبيه و مانند يكديگرند . انسان از همان ماده است كه ساير حيوانات و نباتات از آن تشكيل شده است . امّا هر يك صورت على حده و خاصيّت جداگانه دارند . مادهء خورشيد همان مادهء زمين و ماه است بلكه به عقيدهء حكماى ما مادهء عناصر اربعه « 1 » هم يكى است و فرق آنها در صورت نوعيه آنها است . آب به صورت خود آب است و آهن به صورت نوعيهء خود آهن است و طلا به صورت نوعيهء خود طلا است و مادهء آنها مانند يكديگر است ، هر چند ما نتوانيم آنها را با يكديگر تبديل كنيم . از اين جهت مىگويند شيئيّت هر چيز به صورت آن است نه به ماده آن . ماده يا هيولى در جسم جزء جسم است كه جسم هيولى و صورت جسميّه است و صورت جسميه بدون صورت نوعيه تحقق ندارد و جسم محل همهء عوارض است .
هامش
( 1 ) . عناصر اربعه عبارت از آب و خاك و هوا و آتش است و در ادبيات فارسى گاهى آتش را به اثير تعبير مىكنند . چنان كه ناصر خسرو مىگويد :اثير و پس هوا پس آب پس خاك * كه زاد ستند اين هر چار ز افلاك .و در اصطلاح فلسفى اثير به اجسام آسمانى اطلاق مىشود .