مىتوانيم نازلترين موجودات تعبير كنيم و به عبارت ديگر اگر در موجودات ترتيبى قايل شويم هيولى أنزل مراتب وجود است يعنى وجودى از او ناتوانتر نخواهيم يافت و فقط قوهء محض است و پايينتر از او نيستى است . و در اثبات هيولى چندين دليل در كتب علوم عقليه ذكر كردهاند و ما نيز در موقع مناسب آنها را نقل مىكنيم . اين هيولى چنان كه گفتهايم قوهء محض است كه پذيراى صورتهاى جسمانى است و جسم و جسمانى همه مادّىاند و در درس گذشته مبرهن شده است كه نفس ناطقهء انسانى و مكمّل آن از ماوراى نشأهء محسوس ماست و اين نشأهء محسوس از زمين گرفته تا كرات ديگر و كهكشانها از آنچه را كه با چشم سر ، خواه مسلّح و خواه غير مسلّح مىبينيم همه مادّى و طبيعىاند . غذاى مادّه مادّى است و غذاى نفس ناطقهء غير مادى ، غير مادى . اين سخن را بسطى بايد تا حقيقت آن معلوم گردد :
اكنون كه ما در اين حلقهء انس و جلسهء درس گرد آمدهايم جز اين است كه هر يك از ما روزى نطفه و علقه و مضغه بود ؟ و پس از آن در زهدان مادر رشد كرده تا اين كه چون ميوهاى كه به كمال رسيده و پخته شده است از درخت جدا مىشود ما نيز آنسان از درخت وجود مادر جدا شديم و در دامن او رشد كرديم كه روزى شيرخوار بوديم تا امروز در اين سنّ و سال هستيم و داراى اين هوش و استعداد مىباشيم و نه اين است كه در زمان شرخوارگى و بعد از آن به اين پايه و هوش و بينش نبوديم ؟ و باور داريد كه هر كس به دنبال تحصيل دانش رفته و بيشتر كوشش كرده است هوش و بينش او بيشتر شده است و آن ديگرى كه تنپرورى كرده است هيكلى فربه به دست آورده است امّا دانش و بينش او به غايت اندك و ناچيز است . حال دربارهء اين دو شخص فرض بفرماييد كه هر يك را تبى سخت عارض شده است . اين تنپرور ، به تبى ، تن فربه را از دست مىدهد و فقط همان بينش اندك را دارا است . آن ديگرى به كاسته شدن تن ، داراى همان سرمايهء دانش و هوش سرشارش است . نه تنپرور از تنپرورى باهوشتر و داناتر شده است و نه دانشور به كاسته شدن تن از دانش او كاسته . آنچه را كه تنپرور فربه خورده است غذاى مادى بوده و آنچه را كه آن
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٣١