درس سى و هفتم
امروز جمعه سوم ماه مبارك 1397 ه ق است كه توفيق ادراك محضر دوستان گرامى مجددا بهره اين كمترين شده است . اميدوارم كه از اين تجديد عهد ، درهايى از حقايق ما گشوده شده و گوهرهايى از معارف به دست آيد . بدوا شايسته است كه چند نتيجهء دروس اخير به صورت اصول تحرير شود .
اصل 39 - نفس ناطقه و مخرج او از نقص به كمال هر دو از موجودات ماوراى طبيعتاند .
اصل 40 - انسان بهترين طريق ، بلكه تنها طريق براى پى بردن به جهان هستى است .
اكنون گوييم كه به موجودى رسيديم كه از جنس موجودات طبيعى يعنى مادّى نيست ؛ موجودى كه نه به چشم ديده مىشود و نه با دست لمس مىگردد ؛ خلاصه با هيچ يك از حواس پنجگانهء سمع و بصر و قوهء لامسه و ذايقه و شامّه محسوس نمىشود و در عين حال به وجود او اذعان داريم چنان كه به مكمّل نفوس انسانى ، ايمان ؛ و در قاهر و مستولى بودنش بر نفوس ، ايقان داريم .
و به عبارت روشنتر موجودى يافتيم كه مادّه و مادّى نيست . پس تا اينجا مىتوانيم بگوييم كه موجود بر دو قسم است يا مادّى است و يا غير مادّى . اكنون چنين صواب مىبينم كه مقدارى در مادّه و صورت و تعريف آنها و اقوال اين و آن در مادّه و مادّى و سخنهاى ديگر در پيرامون مادّه كه در پيش است عنوان كنيم كه برخى از اين آرا شايد خار راه پيشرفت ما بوده باشد . بايد آن خارها را از فرا راه خود برداريم .
موجود مادى به يكى از حواس پنجگانهء مذكور محسوس مىگردد و هر اندازه بزرگ باشد آن را حدّ و نهايت ، و از اين روى آن را شكل و هيأت است و به برهان تناهى ابعاد اثبات گردد ، البته بايد بحث شود . ماده را در زبان فارسى مايه گويند و به زبان يونانى هيولى كه در كتب فلاسفه همين كلمهء يونانى بسيار به كار مىرود و هيولاى اولى كه مىگويند يعنى مايهء نخستين و از ماده در لغت عربى به اسامى ديگر چون عنصر و اسطقس و موضوع و طينت نيز تعبير مىكنند . و هيولى را در دار وجود