تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
روزى ما همين چند بحث و چند مجلس مذاكره بود كه در محضر دوستان دانش پژوهم به سر برديم . اميد است كه باز به ادراك اين مجلس در محضر مبارك آقايان گرامى نايل آييم .

درس سى و ششم

سعادت دوباره به ما روى آورد كه باز توانستيم چند روزى در حضور دوستان فاضل صاحبدل بوده باشيم . سخن دربارهء علم و وعاء علم پايان يافته بود و دانستيم كه وعاى علم ظرفى از غير بدن است و بدن و هر چه را كه همانند اوست طبيعت مىگويند و از آنها به عالم طبيعت و عالم ماده و عالم جسمانى تعبير مىكنند . پس ظرف علم از ماوراى طبيعت است . در واژه فرانسه طبيعت را ناتير
( Nature )
مىگويند و نيز طبيعى و مادى جسمانى را فيزيك
( Physique )
مىنامند و ماوراى طبيعت را به اضافهء پيشوند متا
( Meta )
بر آن ، متافيزيك مىخوانند . و چون اين واژهء فيزيك و متافيزيك در سر زبانها است خواستيم به مناسبت با بحث ، به اين دو لغت اشارتى كرده باشيم تا اگر در نوشته‌ها بدانها برخورديد آگاهى داشته باشيد . در كتابهاى فرهنگ فرانسه واژهء متافيزيك را به اين عبارات ترجمه كرده‌اند : حكمت ماوراء الطبيعه ( يعنى الهيات ، معقولات ، شناسايى علل و اصول اوّليّه ) و مجرد و مطلق و معنوى و مانند اين عبارات . و ما از چند درس اخير نتيجه گرفتيم كه علم و ظرف آن هر دو از موجودات ماوراى طبيعت‌اند و از هستيهاى عالم متافيزيك‌اند . در درس اوّل از سبر و تقسيم و بحث و فحصى كه پيش كشيده بوديم به اين مطلب رسيديم كه دانش محور جميع محاسن است و چراغ فرا راه انسان است و همهء اختراعات و اكتشافات از دانش است و انسان نادان تابع و محكوم انسان دانا است و جماد و نبات و حيوان و خلاصه عالم طبيعت مسخر اوست و اشرف از ديگر موجودات مشهود ما است و بر زمين و زمينىها استيلا و سلطنت دارد و شايد قدرت