هم چنان كه سيب را حجم و بعد و سطح و مقدار و وزن است كه شيرينى آن به تبع موضوعش كه گوهر سيب به آن اوصاف است تجزيه و تقسيم مىشود ، آن علم و معناى مطلق و كلّى هم به تبع محل علم كلى و معناى مطلق مرسل تجزيه و تقسيم مىگردد و اين سوى و آن سوى براى آن علم و معنى خواهد بود ؟ البته اگر محلش آن چنان محل باشد اين معنى هم به تبع آن داراى جهات خواهد بود و تقسيم در وى راه خواهد يافت و حال اين كه فرض در ادراك معنايى است كه مطلق و مجرد از جهات و اوزان و تجزيه و تقسيم و مانند آنهاست . پس بايد نتيجه بگيريم كه ظرف علم از جنس ظرف آب و نان مثلا نيست و بين علم و ظرف علم يك نحو سنخيت خاصى است يعنى چنان كه علم كلّى از اوصاف موجودات محسوس ما مبرّاست ظرف آن هم مانند خود علم از آن اوصاف مبرّاست .
در تعريف حقيقت علم و كيفيت حصول آن براى انسان و نحوهء پديد آمدن آن و گرفتن انسان آن را و در ديگر مطالب و مباحث پيرامون آن يك يك به تفصيل بايد مذاكره كرد . در اين درس تا اندازهاى آشنايى به وعاى علم پيدا كردهايم كه ظرفى وراى اين ظرفهاى متعارف است و ادلّه و براهين بسيار در اين باره داريم كه تا وقت اظهار آنها فرا رسيده است عنوان مىكنيم . اكنون سزاوار است كه مطالب اين چند درس را به صورت اصولى درآوريم و بر اصول گذشته بيفزاييم :
اصل 34 - طلب مجهول مطلق محال است .
اصل 35 - از آنجايى آمديم كه اوّل كار بود زيرا چون علم مىآموزيم پيشتر مىرويم .
اصل 36 - فكر حركت نفس ناطقه است از مطلب به مبادى و دوباره از مبادى به مطلب .
اصل 37 - وعاى علم وعايى است كه به خلاف همهء ظرفها هر چه علم در او بيشتر قرار گيرد گنجايش او بيشتر مىگردد و براى تحصيل علوم بالاتر و بيشتر آمادهتر مىشود .
اصل 38 - علم را با وعاى او يك نحو سنخيّت است .
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٢٣