تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
گرفته است و اگر ذاتى است معنى ذاتى چيست و . . . باز مىانديشيم كه چون خودمان از هر چيزى به خود نزديكتريم سخن از احوال و اوصاف خودمان در ميان بياوريم و كتاب وجود خود را فهميده ورق بزنيم تا در راه خودشناسى شايد بسيارى از نهفته‌ها براى ما آشكار شود . به قول شمس مغربى :
مرا به هيچ كتابى مكن حواله دگر * كه من حقيقت خود را كتاب مىبينم
التفات بفرماييد ، آيا دانش « هست » است يا « نيست » است ، و به عبارت ديگر آيا « بود » است و يا « نبود » است ؟ خواهيد جواب فرمود كه « نيست » و « نبود » چگونه مايهء شرف انسان مىگردد و هر بخردى در راه پژوهش آن است و از نسبت خود به آن مىبالد و در دانستن چيزى مباهات و افتخار مىكند و بديهى است كه اين همه كتب گوناگون در فنون مختلف و اين همه صنايع دريايى و صحرايى گذشته و كنونى از آثار وجود شريف علم است چگونه مىشود كه اين همه آثار وجودى از عدم باشد . باز مىپرسيم علم را كه موجود دانستى چگونه موجودى است و ظرف تحقق و ثبوت او چيست ؟ به عبارت روشن‌تر علم فلان كس كه منشأ بروز و ظهور بسيارى از امور شده است و مىشود آيا اين علم را آن كس در خويش دارا هست يا نيست ؟ خواهيد فرمود در خود دارد . مىپرسيم كه اين علم در كدام عضو بدن او قرار گرفته است يا اين كه بدن او و هيچ عضوى از اعضاى بدن ظرف اين حقيقت كه علم است نيست بلكه در روان او است و باز مىپرسيم اگر علم در روان او است آن چنان است كه مثلا آب در آوندى است و يا طور ديگر است ؟ و سخن از پرسشهاى بسيار پيش مىآيد . اكنون كه آب و ظرف آب را مورد مثل قرار داده‌ايم همين مثل را دنبال كنيم و در پيرامون آن حرف بزنيم . ما ظرفهاى آب را گوناگون مىبينيم از آنى كه يك قطره آب در او مىگنجد تا آنى كه ظرف اقيانوس است كه ظرف بسيار بزرگى است يعنى يك قسمت عمده از گودى زمين كه ظرف آب اقيانوس است . و مىبينيم كه اين ظرفها را گنجايش محدود است و اگر آب از آن حدّ گنجايش فزون‌تر شود از لبه‌هاى آوند فرو مىريزد . ولى انسان كه دانش فرا مىگيرد گنجايش آوند دانش براى دانش بيشتر ،