نتيجهء دوم درس پيش اين بود كه انسان هر چه عالمتر و كامل مىشود به اصلى كه علم و كمال است نزديكتر مىشود و بدان تشابه و تجانس زيادت مىكند و به وى تقرّب مىجويد و به رنگ او در مىآيد و به قول ارسطو در جواب اسكندر : چون علم مىآموزيم پيشتر مىرويم . تصديق مىفرماييد كه انسان هر چه داناتر مىشود و به كمال نزديكتر مىگردد آثار وجودى او بيشتر مىگردد و كارهاى عجيب و شگفت از او پديد مىآيد و اختراعات و اكتشافات بسيار حيرتآور از فكر او ظهور مىكند بلكه از ايما و اشارهء او اسرارى بو العجب بروز مىكند .
شيخ رئيس ابو على سينا را كتابى است به نام اشارات كه در دو علم منطق و حكمت تدوين كرده است . حكمت را در ده نمط نوشته است و نمط دهم آن در اسرار آيات است يعنى در آيات و امور غريب و عجيب كه از انسانها صادر مىشود ، و در چند فصل در ظهور غرايب و بروز خوارق عادات از انسان سخن مىگويد و در برخى از فصول مىگويد : از شنيدن اين گونه چيزهاى شگفت استنكاف نداشته باش كه آنها را در مذاهب و طرق طبيعت اسباب معلوم و نمونههاست . و از راه امور طبيعى و پيش آمد احوال و اوضاع عارض بر طبيعت اثبات مدعاى خود مىكند مثلا در فصل پنجم آن نمط مىگويد : اگر به تو خبر رسيد كه عارفى به نيروى خود كارى كرد و تحريكى يا حركتى نمود كه از وسع مثل او خارج است آن را به استنكار تلقى مكن كه در مذاهب طبيعت مىتوانى راهى به سبب آن پيدا كنى .
و نيز در فصل هفتم آن مىگويد : اگر به تو خبر رسيده است كه عارفى از غيب خبر به اميد يا بيم داد و آن چنان كه خبر داد واقع شده است تصديقنما و ايمان بدان بر تو دشوار نباشد كه اين امور را در مذاهب و طرق طبيعت اسبابى معلوم است . و از اين گونه مطالب در چند فصل عنوان مىكند و هر يك را از راه تمسّك به طرق طبيعت اثبات مىكند .
و نيز در آخر مقالهء هفتم فنّ دوم حيوان شفا ( ص 417 ، ج 1 ) گويد : برايم حكايت كردهاند كه در بيابان دهستان مردى است كه از دم او جانوران گزنده چون مارها و
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١١٤