تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
سفر قم در پيش دارم . اميدوارم كه توفيق رفيق گردد و باز به ديدار آقايان نايل آيم تا به همت والاى آن ذوات محترم اين بساط بحث و فحص علمى مجددا گسترده گردد .

درس سى و يكم

از دروس و اصول گذشته دانستيم كه قوهء مصوّره به تنهايى صورتگر نطفه نيست و انسان كه از نقص به كمال مىرسد بايد وى را مصوّرى غير از قوهء مصوّره باشد و نيز مخرجى خواهد كه خود واجد كمال باشد تا بتواند نفس ناطقه را از قوه به فعليّت رساند . اكنون سخن از چند سوى روى مىآورد و درهاى پرسش‌هاى گوناگون به روى انسان باز مىشود و نقدهاى بسيار پيش مىآيد . پسنديده است كه چند نمونه از اين سخنان را به ميان آوريم : اگر درست بينش خود را به كار ببريم خواهيم دانست كه انسان به دنبال چيزى كه به كلّى و از هر جهت برايش گم و نامعلوم باشد نمىتواند برود و به عبارت ديگر هيچ كس طالب مجهول مطلق نتواند بود و مجهول مطلق را طلب كردن آب در غربال بيختن است و البته كسى كه به دنبال چيزى مىرود ناچار يك راه آشنايى با او به دست آورده است كه از اين راه به سوى او مىرود تا بتواند به واقعيت و هويت او برسد و به كنه ذات او دست بيابد و چيزى را كه خواهد بجويد ؛ « 1 » در آن پيشه و انديشه‌اى كه دارد تا در آغاز كار از آن بويى نبرده باشد محال است كه به سمت او حركت كند و تا جهت و غرض و مقصد حركت معلوم نشد انسان به راه نمىافتد . شما دوستان گراميم در همين آمدن به اين منزل خودتان تأمل بفرماييد ، آيا مىشود كه بدون تعيين جهت حركت و غرض از حركت بدين جا آمده باشيد ؟ حالا از شما مىپرسيم كه از اين آمدن چه مىخواهيد و براى چه دست از كارهاى ديگر كشيده‌ايد و يا از استراحت و فراغت روى برگردانيدند و در اينجا گرد آمده‌ايد ؟ در
هامش
( 1 ) .عاشق هر پيشه و هر مطلبى * حق بيالود اوّل كابين لبى( اوّل دفتر چهارم مثنوى )