باشد و از وى برتر بوده باشد و نفس نيز پذيرا باشد .
اجازه بفرماييد اين مطالبى را كه از كاوش و جستجو در صورت گفتگو به دست آوردهايم تلخيص كرده به صورت اصل درآوريم و بر اصول علمى مذكور در دروس پيش بيفزاييم :
اصل 26 - آن گوهرى كه به لفظ من و انا و مانند اينها بدان اشارت مىكنيم به نامهاى گوناگون خوانده مىشود چون : نفس ، نفس ناطقه ، روح ، عقل ، قوهء عاقله ، قوه مميزه ، روان ، جان ، دل ، جام جهاننما ، جام جهانبين ، ورقا ، طوطى و نامهاى بسيار ديگر ولى آنچه در كتب حكمت و السنهء حكما رواج دارد همان پنج نام نخستين است .
اصل 27 - بدن مرتبهء نازلهء نفس است .
اصل 28 - آنگاه كالبد تن بدن نفس است كه نفس در او تصرف و بدان تعلق داشته باشد و آثار وجوديش را در او پياده كند .
اصل 29 - نفس را هر دم در كشور وجودش شؤون بسيارى است كه هيچ شأنى او را از شأن ديگر باز نمىدارد .
اصل 30 - در ميان انواع موجودات صاحب قوا و استعداد و هوش و بينش ، انسان را كه با آنها مىسنجيم مىبينيم كه وى از همهء آنها باهوشتر و زيركتر است : پس جوهر انسان از جنس جواهر آنها برتر و شريفتر است .
اصل 31 - نفس ناطقه بسان درختى است كه جميع قواى او شاخههاى اويند .
النفس فى وحدته كل القوى * و فعلها فى فعله قد انطوى
اصل 32 - قوهء متصوّره به تنهايى صورتگر نطفه نيست .
اصل 33 - فاقد شىء ، معطى آن به ديگرى نتواند بود و به عبارت ديگر : معطى كمال ، خود بايد اولا واجد آن باشد .
اين درس سىام را امروز كه سىام ماه مبارك 1396 ه ق و سوم مهر ماه 1355 ه ق است تا همين جا خاتمه مىدهيم . دوستان گراميم كه هر يك را آتيه درخشان و فروزان باد ، از برنامه كارم آگاهند كه فردا روز فطر را در محضر شما به سر مىبرم و پس فردا