تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
بديهى است كه در مواد تركيبى هم با يكديگر تفاوت دارند اگر چه در عرف عامّه چند عضو متخالف در صورت و در تركيب و در مواد تركيبى به يك نام ناميده مىشود ، مثلا در پهلوى چپ انسان دل و جگر سياه و جگر سفيد و يك كليه است . هر يك داراى شكل خاص و فعلى خاص و موادى خاص . دل صنوبرى شكل است و داراى دهليزهاى گوناگون و خيلى هم سفت . جگر سياه از يك پارچه خون ساخته شده است بلكه يك پارچه خون است و جگر ابر و اسفنج را مىماند كه گويا همچو دمى هوا مىگيرد و به بدن مىدهد و كليه به كلّى با آنها تفاوت فاحش دارد و طبيعت هيچ يك با ديگرى يكسان نيست و اين همه مواد و طبايع و صور و اشكال از همين آب و نان و غذا و ديگر غذاى انسان ساخته شده است يعنى از همين آب و نان و سبزى . مثلا اين همه مواد گوناگون گرفته مىشود و دم به دم به آنها غذا داده مىشود كه دستگاه گوارش گويا مطبخى براى بدن است . كيست كه اين كارها را مىكند ؟ خواهيد فرمود بايد همين نفس كه چيزكى از او خبر يافتيم بوده باشد كه اين همه تدبير و تصرف به كار مىبرد و اين همه چيره‌دستى دارد و يك نقشه‌كش ماهر و فنّان است . بايد پرسيد كه وى در كجا بود ؟ آنگاه كه اين بدن نطفه بود وى در كجاى اين نطفه قرار داشت كه آن را بدين صورت درآورده است و اگر بيرون از وى بود چگونه دست تصرف در او داشته است و همين پرسشها دربارهء ديگر جانداران بلكه درباره رستنيها نيز پيش مىآيد . برخى از دانشمندان پيشين قائل به قوهء مصوّره بودند . توضيح اين گفتار اين كه در انسان قواى بسيار در كارند كه هر يك را مطابق كارش در هر زبان نامى نهاده‌اند و در كتب علمى فلسفى و طبّى مشرق زمين نوعا آن نامها به واژهء تازى شهرت دارد كه اكنون به عنوان نمونه برخى از آن قوى را نام مىبريم و كار او را بازگو مىكنيم : يكى از آن قوى غاذيه است كه در مادهء غذا تصرف مىكند و به هر عضوى به فراخور آن غذا مىدهد ، بر وجهى كه شبه جوهر متعذى نگاه مىدارد . و ديگرى ناميه كه هر عضوى را مطابق شكل و صورتش مناسب و موزون مىروياند و با مجموع