تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
واله مىشود كه اين هوشها چيست و اين تدبيرها را از كجا آموخته‌اند و با خودشان از كجا آورده‌اند . چه خوب است كه شما دوستان گراميم به كتابهايى كه در شرح زندگانى جانوران از قديم و جديد نوشته‌اند سرى بزنيد و در پى تحصيل آنها بوده باشيد و به مطالعهء آنها انس بگيريد و خو كنيد تا در اين راه‌پيمايى سفر دانش كه پيش گرفته‌ايم بهتر گام برداريد و كامياب بشويد . و باز چون به عالم رستنيها كه مىرسيم در آنها چه عجايبى مات‌كننده مىبينيم . هر بوته‌اى كتابى از دانش بلكه هر برگى دفترى از معارف است . و باز در مجموعهء نظام جهان هستى و زيبايى و دل‌آرايى موجودات عالم وجود و نضد و نظم دلرباى آنها و رفت و آمد هر يك را با روشى دلنشين و شيوه‌اى شيرين و برنامه‌اى سخت محكم و متين مىنگريم تا چه اندازه موجب شگفتى است . در اين همه هستيها يكى نيست كه در آن اتقان صنع به كار نرفته باشد و گويا حق داريم كه بگوييم حيات و قدرت و علم و شعور و اراده و اختيار و تدبير و مهندسى و نضد و نظم و ترتيب و ارتباط و الفت است كه در سراى هستى حكم‌فرما است ، اكنون كه خودم در گوشهء خانه‌ام به خلوت نشسته‌ام و به انديشيدن اين امور و نوشتن اين كلمات اشتغال دارم يكپارچه حيرتم و بيش از هر چيز از خودم . در ميان اين همه موجودات صاحب قوى و استعداد و هوش و بينش ، انسان را كه با آنها مىسنجيم مىبينيم كه انسان از همهء آنها باهوش‌تر و زيرك‌تر است و تفاوت ميان او و ديگر چيزها در هوش و بينش بسيار است بلكه كسى را رسد كه ادعا كند هيچ گونه مناسبتى با آنها ندارد ، يكى از دانشمندان پيشين را سخنى دلنشين در اين باره است « 1 » وى گويد : « اگر در نوع انسان جوهرى نبودى كه از جنس جواهر اجسام محسوسه خارج بودى هر آينه او را فضيلتى بر ساير موجودات جسمانيه حاصل نبودى چه كمالات معدنى و نباتى و حيوانى در اين انواع بيش از نوع انسانى
هامش
( 1 ) . گوهر مراد لاهيجى ، ص 6 .