تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
ور در و ديوار گويد روشنم * پرتو غيرى ندارم ، اين منم پس بگويد آفتاب اى نارَشيد * چونكه من غارب شوم ، آيد پديد سبزها گويند ما سبز از خوديم * شاد و خندانيم و بس زيبا خَديم فصل تابستان بگويد كاى امَم * خويش را بينيد چون من بگذرم تن همى نازد به خوبى و جمال * روح پنهان كرده فرّ و پرّ و بال گويدش كاى مَزبَله تو كيستى * يك دو روز از پرتو من زيستى غنج و نازت مىنگنجد در جهان * باش تا كه من شوم از تو جهان گرم دارانت تو را گورى كَنَند * كَش كَشانت در تك گور افكنند تا كه چون در گور يارانت كنند * طعمهء موران و مارانت كنند بينى از گَند تو گيرد آن كسى * كه به پيش تو همى مردى بسى پرتو روح است نطق و چشم و گوش * پرتو آتش بود در آب جوش

درس بيست و هفتم

نتيجه‌اى كه از درس پيش به دست آمد اين كه بدن به عنوان بدن شأنى از شؤون حقيقت شخصيه و هويّت واحده انسان است و جميع آثار بارز و ظاهر در بدن همه از اشراقات و افاضات نفس است . شايسته است كه اين مطلب به صورت دو اصل تقرير شود و ما آن را بدين صورت تحرير كرده‌ايم . اصل 24 - انسان از مرتبهء نفس تا مرحلهء بدنش يك موجود متشخص ممتدّ است و به عبارت ديگر انسان موجود ممتدّى است كه از مرحلهء اعلا تا به أنزل مراتبش همه يك شخصيت است . اصل 25 - جميع آثار بارز از بدن همه از اشراق و افاضهء نفس است . « شيخ الرييس ابن سينا گويد مردم از جذب آهن‌ربا آهن را تعجب مىكنند و از جذب و تصرف و تسخير نفس مر بدنشان را بىخبرند » . اين سخن شيخ را نقل به معنى كرده‌ام و عين عبارت آن را اكنون در خاطر ندارم و